خراش دائم اما سازنده

توی زندگی، برخی موضوعات هستن که خیلی عذابمون می‌ده و دائم بخاطرشون به خدا غر می‌زنیم...همیشه یه‌جای دلمون به این فکر می‌کنه که اگه اینجوری نبود چقدر زندگیم خوبتر می‌شد...

بعضی دردها و دلخوری‌ها مثل کاردک سفالگرند. وقتی روی چرخ سفال، اون تیکه گل داره می‌چرخه. آروم کاردکش رو می‌آره جلو و یه خراش شروع می‌شه...ادامه پیدا می‌کنه...ادامه پیدا می‌کنه...ما می‌چرخیم و اون درد همیشه باهامونه اما...

بعضی درسها توی زندگی با یه تحول و تغییر آنی برامون روشن می‌شه، بعضی چیزها رو هم باید تحمل کرد و تاب آورد و غر نزد. دائم نباید برای هرچیزی گلایه کرد. گاهی با این دردها و دلخوری‌های مدام، که می‌گن اگه خیلی خیلی اذیتت کنه هم فقط باید به خودش بگی، قراره شکل جدیدی پیدا کنیم، چیز بهتری بشیم، قوی‌تر، زیباتر، خدایی‌تر.

درست که نگاه کنیم گاهی یکی دوتا سه تا از این کاردک‌ها توی زندگی همراهمون شده. باید پذیرفتشون. خوب‌تر شدن زحمت می‌خواد و تحمل و صبر و از همه مهم‌تر خوشخویی و راضی به رضای او بودن.

/ 5 نظر / 19 بازدید
هستی.

واسه منکه دیگه زیادی شده اینهمه صبر! خسته شدم[ناراحت]

پریسا

به این تمثیل احتیاج داشتم. سخته ولی. ممنون.

zamzam

چقد جالب...چه مثال جالبی... دوس داشتم. ولی خیلی هم سخته.. هوم![نگران]

محمد

من که همش به خدا میگم:رضایت بده! خیلی خط خطی شدم دیگه! بابا، من رد، بی خیال امتحان نمیشی؟ چی بگم. اون خدا است و تهش میگه خودم بهتر میدونم. چی بگم؟

ندا

به شهر و دیاری ببر تو مرا که نور خدا باشه با من و تو نباشه به دل‌ها نشونه‌ی غم امید و صفا باشه با من و تو