خدای شماها چه شکليه؟ از چه جنسيه؟ بهش می‌گين يا رحمان؟ يا می‌گين يا لطيف؟ يا آنقدر ازش می‌ترسيم که ته دلمون بهش می‌گيم يا قهار و يا جبار؟

حتما برای خيلی از ماها پيش اومده که تو لحظات خاصی خيلی خودمونی با خدا درد دل کرده‌ايم. ازش يه چيزايی رو خواسته‌ايم. مثلا خدا جونم فلانی رو خوبش کن، يا منو ببخش يا اين‌که يه کاری کن من تو فلان امتحان قبول بشم يا ... خيلی وقتا هم فقط باهاش حرف زده‌ايم. چيزی ازش نخواسته‌ايم. فکر کرده‌ايم اون که همه چيز ما رو می‌دونه پس نيازی به بيان اونا نيست. پس فقط باهاش حرف زده‌ايم و حال کرده‌ايم!

خيلی وقتا هيچ اتفاقی هم نيفتاده ها! ولی ما يهويی دلمون هوای خدا رو کرده و يه دفعه غفلتا شروع کرده‌ايم به رو بوسی با خدا! بنده خدا، خدا حتما حسابی جا خورده! البته اون هم همچين بدش نمی‌آدها! رد آخرش رو هم که بگيرين می‌بينين از اولش کار خودش بوده. شايد از بس که بهمون گفته من از رگ گردن به شماها نزديک‌ترم و ما محل نذاشته‌ايم، ديگه حوصله‌اش سر رفته و يه کاری کرده تا ما هم يه ذره بهش نيگا کنيم... جالب نيست؟ اين‌که خدا می‌اد و منت بنده‌هاشو می‌کشه! بابا ای‌ول!

يه بار سعی کردم خدا رو تو قالب يه آدمی تجسم کنم که خيلی دوسش دارم. يه آدم خيالی که شباهت‌هايی با يه فردی که خيلی بهش علاقه داشتم و خلاصه به نوعی تو زندگيم الگو بود داشت. تجربه جالبی بود. همه‌اش تصور می‌کردم که اون آدمه همه‌جا باهامه و با اين پيش‌فرض راجع به خيلی چيزا باهاش حرف می‌زدم! راحت راحت. اونم خيلی مهربون به حرفام گوش می‌داد، اشتباهاتم رو به رخم نمی‌کشيد، دوستم داشت، بهم افتخار می‌کرد و خلاصه کلی با همديگه حال می‌کرديم. الان که ياد اين تجربه خيالی‌ام افتادم، دلم برا خدا تنگ شد. اونم به همون اندازه که گاهی دلم برای خودم هم تنگ می‌شه! شايد امشب باز اون خدامو احضار کردم و باهاش شروع کردم به حرف زدن.

يادمون نره، عرفا می‌گفتن اگه آدما بدونن که خدا چقدر به اونا مشتاقه، از شدت خوشحالی و شعف، قالب تهی می‌کردن. حواسمون جمع هست؟

/ 28 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پسر مهربون

سلام....مطلب فوق العاده ای بود....با حرف هاتون کاملا موافقم....ممنون از اينکه به من سر می زنيد

نسيم بهار

سلام .... «چرا وبلاگ می نويسيم؟هدف چيست؟؟»منتظر نظرشمادر وبلاگ هستم.موفق باشيد

نگين حسيني

سلام. الوعده وفا ! مطالب پما را پيدا کردم و براتون کنار گذاشتم. هرطور صلاح دونستيد بفرماييد تقديم کنم.

وحیــــــــدووو !

خدای ما خيلی مهربونه ... اما فعلا که با ما سر نامهربونی گذاشته .. مرسی که سر زدی .. من با اجازه ات آيديت و ادد کردم دوست داشتی آپ کردی واسم آف بذار خبرم کن ... راستی بروزيم و منتظرت

نگین حسینی

سلام. روزنامه ی امروز (چهارشنبه) صفحه ۸ ضميمه فراموش نشه! قبلی ها هم آماده ست.

k

هم میهن گرامی،سایت زیر را با تفكر بخوانید و سپس با ارسال و چاپ اعلامیه های مربوطه بین دیگر میهن دوستان ایرانی ،بدینوسیله گامی مثبت در جهت ازادی ایران و ایرانی از چنگال بیگانگان عرب مسلك برداشته و با باوری محكم به ایرانی سربلند با اینده ای پر افتخار،مشتی جانانه به دهان اخوندهای ایرانی سثیز و زن ستیز بزنیم . پاینده ایران و نا بود باد اهریمنان سیه دل و بد اندیش جنایت كارl . http://www.geocities.com/ramtini/ettehad.html

نازنين

من فقط می دونم خدای من از جنس باران هست... فقط همين... بارانی باشی.

محمود و منصوره

سلام ... خوبيد؟ وبلاگ ما‌آپديت شده ... تولده ... زود بياين ... منتظرتون هستيم ... شاد و سلامت باشيد ... خداحافظ و التماس دعا

mohsen taha

سلام نیامدنم کم محلی نبود مدتی تو این دنیا نیستم واسم دعا کن