این فلسفه مینیمالیسم خیلی جذابه.

 اینکه تلاش کنی با مصرف کمتر زندگی کنی، تا حدی که می‌تونی از غیرضروری‌ها بپرهیزی و به کارکرد بیشتر از مد اهمیت بدی، اینکه دور و برت رو از شلوغی‌ها خالی کنی، اینکه کمتر و بهتر و آگاهانه‌تر بخوری، اینکه فضای اطرافت رو با یه‌عالمه خرت و پرت پر نکنی و بذاری چشمات استراحت کنن و در نهایت اینکه ذهنت رو هم خالی کنی و آروم بگیری.

هرچند اجرا و وفاداری به هرکدوم از اینها واقعا و واقعا سخته و خیلی اوقات در تقابل کامل با شیوه زندگی آدم قرار می‌گیره، اما خوبه کمال‌گرا نباشیم و هر زمان هر اندازه از این قانونها رو که تونستیم انجام بدیم.

برای شروع، بیرون ریختن یکی از اون کمدهای پر از چیزهایی که سالهاست استفاده نشده، اما فکر می‌کنیم یه روزی ازشون استفاده می‌کنیم، شروع خوبیه. یا نگاه دوباره به کشوهای میزتحریرمون، یا فایل‌های کامپیوترمون، کتابخونمون، یخچالمون، قوطی داروهای توی خونه، جزوه های دانشگاهی سالهای قبل، کفشهای توی جاکفشی، یا ...

بعدش برا از این به بعدمون شروع کنیم به فکر کردن به این امر که: آیا اینی که می‌خوام بخرم و داشته باشم، واقعا برام ضروریه؟ (گاهی چیزی رو می‌خریم صرفا برا اینکه حالمون رو توی اون لحظه بهتر می‌کنه. خود من با این موافقم چون گاهی واقعا موثره، خصوصا اگه خوردنی باشه! اما خیلی اوقات هم فقط یه هوس زودگذره و اون موقع اصلا خوب نیست) .

اگه حوصله داشتین مطالب این وبلاگ رو دنبال کنین. هم برا زبانمون خوبه هم برا زندگیمون.

http://mnmlist.com

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خانوم کوچولو

سلام. روزتون و عیدتون مبارک. در خصوص این پست زیبا توصیه میکنم کتاب قانون توانگری رو مطالعه کنید. خیلی زیباست. وبلاگتون خیلی پرباره. موضوعاتش خیلی متنوع به وبلاگ من هم سربزنید. شادکام باشید.

سلام ممنون از نوشته زیباتون.من در رابطه با محیطم عامل به این نوشته شما هستم.در حد لزوم میخرم و وسایلی رو که لازم ندارم حتی اگر کاملا نو باشند رد میکنم .اما در رابطه با ذهنم نمی تونم این کارو انجام بدم.زیاد حرف میزنم و ذهنم آکنده از خود گویی های منفیه.این مساله آزارم میده.بارها سعی کردم کمتر حرف بزنم اما دوامش در حد چند ساعت بوده!آیا شما و سایر دوستان راهکار مناسبی برای ترک این عادت غلط میشناسید؟ممنون و عیدتون مبارک

دخترباران

این تعویض کهنه هاو جابجاکردنشون با چیزای نو رو قبول دارم. پائولو میگه ازموهبت های امروز استفاده کن وانبارشون نکن برای روز مبادا ! فردا مطمئنا موهبتهای نو درراه هست...[گل]

شهره

مثل همیشه به جا و قابل تامل بود.....ممنون[گل]

ارکیده

اين فلسفه مينيماليست را خيلي دوست دارم و بهش عمل ميكنم. قبلترها از حس تنهايي كه برام ميماند و اينكه نميتونستم با خيلي از آدمهاي دوروبرم ارتباط برقرار كنم يا آنها ترجيح مي‌دادند با كسي كه سادگي را انتخاب ميكنه خيلي رفت و آمدي نداشته باشند، ميترسيدم و غريبگي ميكردم. اما الان خوبم و از انتخاب خودم راضي. مرسي براي همه جمله هاي خوبي كه برامون مينويسيد.

ارکیده

راستي با يك تاخير زياد و شرمندگي خيلي بيشتر روزتان مبارك. ببخشيد ماموريت بودم و دسترسي به نت نداشتم. [گل]

حکیمه

توی روابط و افکار هم میشه مینیمالیستی شد؟ [گل]

خدیجه زائر

سلام عذر تاخیر[خجالت]....... روزای شلوغ و بی برنامه ای دارم بخاطر تولد آرتادخت........با چند روز تاخیر بهتون تبریک میگم.من عاشق جمع و جور و زندگی سبک ام که سالهاست برام شده آرزو.با یه خونواده ی شلوغ واقعا نمیشه سبک بود اما[رویا]

مژده

خانم خدیجه زائر بدنیا امدن نوه گلتونو تبریک میگم ولی نوشته هاتون نشون میده انسان منضبطی باشید که حتما هستیدراستی مرد امیدوار تبریک منو هم پذیرا باشید دارم از اول نوشته هاتونو میخونم

حکیمه

حق با شماست. ممنون.