چقدر کودکی خوب بود!

اون وقع‌ها اگه يه نم بارون می‌زد و قرار بود با خانواده جايی برويم، می‌شستيم تو ماشين و شيشه رو تا ته پايين می‌کشيديم و از خوردن شديد باد خنک تو صورتمون کلی کيف می‌کرديم. فقط سعی می‌کرديم لذت همون لحظه رو ببريم. فکر سر درد و چشم درد و ميگرن و اين مزخرف‌ها هم نبوديم!

اما حالا چطور؟ تو اين يکی دو روزه که هوای تهرون ابری و بارانی شده حتی يه بار هم رفتيم بيرون قدم بزنيم؟ حتی اگه مجبوری رفته باشيم (فرضا برای نون خريدن يا سر کار رفتن يا از سر کار برگشتن) حواسمونو حداقل يه دقيقه به اين هوای باحال داده‌ايم؟

من اين کارو نکردم. ولی وقتی داشتم اينا رو می‌نوشتم به خودم قول دادم موقع برگشتن به خونهَ شيشه ماشينو تا ته ته بکشم پايين و يکی دو تا داد (نه خيلی بلند) هم بزنم. اون وقتای بچگي، داد زدن وقتی که باد شديد می‌خورد تو صورتت، خيلی کيف می‌داد.

کودک وجودمونو گاهی بياريمش بيرون باهاش قدم بزنيم. حواسمون باشه، نکنه عادت کنيم به جدی و رسمی بودن با خودمون...

 

/ 10 نظر / 5 بازدید
احسان

سلام! به ما هم سر بزن٬ خوشحال ميشيم

نرگس

اولين صفتی که بهتون ميدن ديوونس ...ولی من حال ميکنم با اين صفت!عجب روزی بود امروز من حتا الانم لبخند پهنی رو لبامه:))شاد باشين مرد اميدوار....زنده باد کودک درون.............:)

نگين حسيني

من اين کارها رو می کنم. توی بارون. توی برف. توی خشکی. منتها به سبک خودم... ممنون که انگشت مبارک را از روی پاوز برداشتيد! ظاهرا يه صخره افتاده روی پاوز من. هر چی زور ميزنم ..... :)

قلب آبی

وای من اين کارو کردم شيشه رو تا ته کشيدم پايين و با ضبط بلند بلند آواز خوندم .خيلی عالی بود !

متهم

شوکه شدم وقتی اينجا رو پيدا کردم...ميتونی بهم کمک کنی؟

مسافر

سلام ... جدا عاليه ... چرا ما آدم ها فكر ميكنيم اين چيزهار و فقط بچه ها بايد حس كنن و مال دوران كودكي؟؟؟ هان؟! ... شاد باشي ... يا علي

yasaman

وای جونم در اومد تا اين صفحه باز شد.. بينهايت خوشم اومد از نوشته هات... متاسفانه تا يکی بهم ياد نده نميتونم ديگه لينک اضافه کنم ولی در اولین فرصت لينکتو ميزارم...

بانوی آسمانی

سلام.خب شايد فراموش کرديم از چی لذت می بريم.اينم زندگيه اگه برای همه بودها ونبودهاش غصه بخوريم که نمی شه زندگی کرد.شايد هم لذتها عوض شد وشايد...

X

هنوزم وقتي حالم خوبه از هواي خوب و بارون و نيمه شب و... خوشم مياد ولي حالا يه جور دلچسب تري (نسبت به کودکی) از ديدنشون لذت مي برم. يه چيزي تو مايه هاي «عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست»./ جواب: چرا نميشه؟ اسم كتاب «فريادگر توحيد» است و و ناشرش دفتر انتشارات انصاري. البته فقط چند سي چهل صفحه آخرش توصيه هاست و بقيه اش خاطرات و ... در مورد حضرت آيت الله بهجت است!