نگذار دلت پکر شود

فعل خدا را حمل بر صحت کن. بگو شاید خدا با من کاری دارد که اینگونه رفتار می‌کند. چطور مجنون کار لیلی را حمل بر صحت کرد؟

...

نوشته‌های مرحوم اسماعیل دولابی را دوست دارم. مانند چهره‌اش دلنشین است. آرامش ناشی از محبت و خوبی و خوش اخلاقی، با خیلی از آرامش‌های دیگر فرق می‌کند و ایشان آنرا در چهره‌اشان داشت. نمایشگاه کتاب امسال یک دوره شش جلدی از آثارشان را خریدم و چه معامله خوبی است. 

توی جلد دوم، جایی نقلی کرده‌اند از داستان لیلی و مجنون. حقیقتش من نمی‌دانستم قضیه چرا ظرف مرا بشکست لیلی چه بوده؟ هر زمان می‌شنیدمش یاد تیتراژ پایانی فیلم لیلی با من است می‌افتادم. نمی‌دونم این داستان حقیقت داشته یا آقای دولابی مطابق با موضوع جلسه عرفانی‌اشان آنرا تغییر داده‌آند اما به هرحال زیباست. اینکه مجنون خیلی بی‌تابی و سر و  صدا می‌کرده و شلوغ می‌کرده. لیلی برایش آش نذر می‌کند. برای سلامتی‌اش. اما مجنون نباید اینرا بداند. مجنون که میشوند لیلی آش نذری می‌دهد با خوشحال می‌آید در صف. لیلی ناراحت می‌شود. چون ظاهرا اعتقاد این بوده که کسی که برایش نذری می‌شود نباید خودش از آن نذری بخورد. لیلی نمی‌توانسته چیزی بگوید، آش را هم نمی‌توانسته بدهد و به همین خاطر با ناراحتی کاسه مجنون را می‌شکند.

...

مجنون را که اطرافیان مسخره می‌کنند، چون به لیلی حسن ظن داشته، می‌گوید:

اگر با دیگرانش بود میلی

چرا ظرف مرا بشکست لیلی

...

همه‌اش همین حسن ظن است. اینکه عاشق که باشی باید به معشوقت حسن ظن داشته باشی. نباید برای هرکارش ایراد بگیری یا بگردی دنبال هزارتا دلیل. بعدش اینجا آقای دولابی یه حدیث از پیامبر نقل می‌کنن که خیلی زیباست:

حَسِّنوا ظُنونکم بالله...یعنی گمانتان را به خدا شیرین کنید، قشنگ کنید. نگویید خدا به من هیچ اعتنایی ندارد. مراقب باش دلت هیچوقت پکر نشود. دل که مشتاق خدا باشد و به او حسن ظن داشته باشد و موذی نباشد، سرحال می‌شود و آنگاه آماده حس کردن نورهای خدایی. و نمی‌دانی چه زیبا می‌شوی وقتی این نورها به دلت می‌تابد...

/ 8 نظر / 26 بازدید
ارکیده

بله.خیلی خوبه.من این رو در آدمها دیدم و حتی در خودم.به خودم نهیب میزنم اگر دئستش داری ازش ایراد نگیر.حتما همینطور درسته.امیدوارم خدا ککم کنه.وقتی گیج میشم تو معنای زندگی دلم میگیره.

دخترباران

اونوقت مشکلی هم ازمون حل میشه؟[ناراحت] درهرصورت مجبوربه پذیرش هستیم دیگه آنچه اوریخت به پیمانه ی مانوشیدیم اگرازخمربهشت است وگرباده مست...

ملوس جون

نمیدونم چی بگم! بعضی وقتا به همین می رسم... اینکه به خدا اعتماد کنم. اما وقتی هی به یکی اعتماد می کنی و هی خلافشو میبینی، اعتماد کردن سخت میشه. قبول دارید؟!

بهار

روزتون مبارک مرد امیدوار

گمنام

[گل]

مادرانه

خوب شد اینجا رو خوندم. خیلی وقت بود به همسرم بدبین بودم. خیلی ها. اما الان آروم تر شدم.