lod.jpg

می‌توان کوچک بود اما باز هم به ديگران روشنايی و آرامش بخشيد

حتی گاهی با شعله‌ای فروزان‌تر

فقط همت می‌خواهد و بس. راه خودش نشان داده خواهد شد...

/ 22 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
yalda

از اينکه داوطلب شديد ممنونم.دوست دارم بيشتر باهاتون اشنا بشم.

نيلوفر

بله ؛ برای روشنايی بخشيدن و آرامش هديه کردن اصلاً نيازی نيست که بزرگ باشی ... می تونی و کوچيک ترين باشی و بزرگ ترين ها رو هديه کنی ........... سلام !

ميرزا بنويس

سلام دوستم. اين مدت تمرينی بود تا اميدوار باشم و اميدوار باشم و اميدوار باشم...تمام توانم رو سر همين اميدواری دارم از دست ميدم...چه جمله قشنگی بود ... مرسی... يه دنيا ممنون.../ تا دوباره...

نگين حسيني

سلام. ای ميل شما را دريافت کردم. در اولين فرصت تماس می گيرم.

bahar

فقط باید خواست . . .

سارا

نمي دونم تا به حال گذرت افتاده يا نه؟ جلوي كاخ سعد آباد، يه تقاطع باريك هست. دو تا كوچه كه همديگه رو قطع كردن و ماشينها با سختي رد ميشن. يه چراغ چشمك زن هم اونجا هست و از اونجا كه معمولا اينجور چراغها به ما ياد نمي دن كه حق تقدم رو رعايت كنيم اونجايي كه گفتم بدجور گره مي خوره. يه مرد پير اونجا ايستاده. هميشه خدا اونجا ايستاده و اول ماشينهاي دست راست رو نگه مي داره تا ماشينهاي دست چب برن بعد دست چپي ها رو تا راستي ها برن. فقط يه آدم عاديه. راننده ها مي گن يك كم ديوونه است و هر روز اونجاست. از ديوونه ها ميشه خيلي چيزا ياد گرفت. دوست نازنينم تو رو به خاطر وفاداريت به سبك و سياقت و هدفت دوست دارم. ياد يه جمله ي ديگه هم افتادم توي كتاب " كوه پنجم " . وقتي كسي از من كمكي مي خواهد يعني اينكه هنوز زنده ام ( اينو يك زن فقير به راوي مي گه وقتي راوي، آدرسي رو ازش مي پرسه )

yalda

راستی دوست جونم يه حسه نا اشنای سرکشی اومده سراغم....و پر از خشانت.نميدونم چرا جديدا انقدر خشن شدم......توی کامنته اخرين پستم نوشتم...يه سر بيا

نسيم مهرباني

سلامی چو بوی خوش آشنايی ! شمع های مهر ورزی من و تو که با احساس مثبت نوعدوستی بر خواهیم افروخت جمع ميشه و چلچراغی از نشاط و اشتیاق رو به وجود مياره که کلبه محزونی رو روشن و دلی تاريک و غمگین را شاد ميکنه ! دلشاد و پاينده باشی نازنينم