قانون عمیق طبیعت

یه رفتار جالب که این روزها دقیق شده‌ام و توی گربه‌های خیابون می‌بینم، اینه که اگه جاییشون زخم می‌شه یا ضرب می‌بینه، زندگیشون رو تعطیل نمی‌کنن و به حرکتشون ادامه می‌دن (مگر اینکه اصلا نتونن تکون بخورن). این چند هفته سه تا گربه اطراف محل کار و خونه بوده‌اند که به هر دلیلی پاها و دستهاشون صدمه خورده، اما لنگ لنگان حرکت کرده‌ اند و دنبال کارهای روزان‌ه‌اشان رفته‌اند. می‌گردند برای غذا و بعد از مدتی، حتی روی دیوارها هم می‌پرند، آن‌هم با یه دست و دو پا!

گیاها هم همینطورن. جلوشون که گرفته می‌شه غر نمی‌زنن. ادامه می‌دن. حتی اگه کج و کوله در بیان، اما ادامه می‌دن. ضمن این‌که بخش‌های دیگه گیاه هم ماتم آن بخش مشکل‌دار رو نمی‌گیرن.

خیلی چیزای دیگه هم در طبیعت از همین قانون استفاده می‌کنن. گاهی با خودم فکر می‌کنم آدمی که بتونه برگرده به  ماهیت حقیقی و طبیعی خودش، چقدر شادتره و قوی‌تر. امروز نکته‌ای از آقای دولابی می‌خواندم که نقل کرده بودند که بهترین کار توی دنیا، این دو کلمه است: مرنج و مرنجان! فکر کردم و دیدم توی طبیعت کینه و آزار دادن وجود نداره. هرکی هرکاری می‌کنه بر مبنای غریزه‌اش هست و نه زیاده‌خواهی و لجبازی. 

حتی فعالیت‌های فیزیکی طبیعی هم سلامتی می‌آره. مثلا سحر بیدار شدن؛ وقت تاریکی خوابیدن و تا دیروقت به زور چراغ و تلویزیون بیدار نماندن؛ تا زمانی که گرسنه نشده‌ای نخوردن؛ وقتی سیر شدی، دیگه ادامه ندادن؛ زیاد راه رفتن و کارهای بدنی انجام دادن؛ در هماهنگی به‌سر بردن با محیط اطراف و نگهبان آن‌ها بودن و هزارتا چیز دیگه...

این روزها فصل داره پوست می‌اندازه و خوبه دقیق بشیم و یکی دو تا خصلت طبیعیمون رو انتخاب کنیم و بهشون برگردیم.

/ 7 نظر / 19 بازدید
بهاردخت

مثل همیشه عالی بود! مطلبهای شما تاثیر خیلی زیادی روی من داره! و خیلی وقتها باعث تغییراتی شده که خودم هم تعجب کردم! ممنونم! خداوند خیر کثیر به شما بدهد...

ترانه

آدمها هم کم و بیش همینطورن. ناچارن که زخمهاشون رو با خودشون اینور و اونور ببرن. زندگی ادامه پیدا میکنه تا وقتی که از پا نیفتادن.

اركيده

مثل رودخانه.

اقیانوس

مثل درخت. تمام برگ هاشو تو زمستون از دست می ده، اما خاصیت رشد کردن رو در خودش از دست نمی ده. چون ایمان داره که زمستون روزی تموم می شه و بهار می رسه و باید به زندگیش ادامه بده و همینطور هماهنگ با فصل های مختلف پیش می ره.

امیر حسین

مث همیشه عالـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی بود [گل][قلب]

واحه

درود و سپاس. این نکته زیباست ولی یکی از علتها هم این است که موجودات دیگر قدرت تفکر و پیشبینی آینده یا گذشته پیمایی ندارند. برای همین از آن پل اکنون آسوده تر(چه سالم چه لنگ لنگان) گذر میکنند.

هابیلی

مرنج و مرنجان چه جمله خوبی ولی برخی اصلا شعور اینها را ندارند ادمهایی دور من در سال قبل اذیتم کردند که با این جمله بیگانه اند و من مانده ام جواب ظلمشان را بدهم یا نه؟/چون اگر ندهم هم روا نیست مانده ام چه کنم