فقط 5 دقیقه فکر

وقتی ازت سوال کنن که تصور می‌کنی 5 سال بعد کجایی و به کجا رسیده‌ای، چی می‌گی؟

اگه ازت بپرسن چه هدفهای مشخصی داری و چه کارهایی رو داری برا رسیدن به اونا تو فرضا 5 سال آینده انجام می‌دی چی می‌گی؟

/ 20 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

دو تا حالت داره یا خارج از ایرانم و یه زندگی خوب دارم و مشغول کار پارت تایم یا تحصیل توی یکی از رشته‌هایی که دلم می خواد هستم... یا توی ایرانم و دارم توی شرکتی که خودم و همسرم تاسیس خواهیم کرد به شدت کار میکنم به امید اینکه 5 سال بعدش به سطح رفاهی که دلم میخواد برسم.

مریم

و اما در مورد سوال دوم فعلا مهمترین هدفم اینه که بتونم یه شرکت ورشکسته رو نجات بدم و دوباره فعالش کنم و برای رسیدن به این هدف چند ماهیه که اولویت اولم شده کار و بعد زندگی.

فریبا

...che aahange ghashangi migam nemidoonam, nemikhaam ham ke bedoonam baske gheyre ghaabele pishbiniye aayandeh, baske ma hichkaarehim hadafam amaa moshakhase kam kardane aalodegihaaye fiziki, aatefi, zehnim :kaaraash dige toolaaniyekholaasashe shaayad in baashe pendaare nik goftaare nik kerdaare nik

زهره آزادی

من که دارم به رفتن فکر میکنم....5 سال بعد من یا کانادا هستم یا استرالیا! احتمالا دارم برای تحصیل این وروجکها تحقیق میکنم![منتظر]

باران

5 سال دیگه[سوال][سوال][سوال][سوال] راستش نمی دونم.....الان یک هفته است که یک دفتر گذاشتم برای نوشتن اهداف مادی و معنوی و آموزشی ولی چیزی توش ننوشتم....از اداره به خونه و از خونه به اداره توی کیفم منو همراهی می کنه......اما.....فعلا که خالیه...... امیدوارم که زودتر پرش کنم...... راستی حتما به سوی دگیری نگاه خواهم کرد.....پیشنهاد جالبی بود..... جدی جدی اینجا خونه یک مرد امیدواره....

گرگ

15 سال قبل ماجرایی را از سر گذراندم که هنوز باورش برایم سخت است..5 سال پیش نیز به داستانی دیگر وارد شدم..روزگار همیشه بازیهای زیبایی در زندگیم کرده که با تمام تلخی که داشته خاطرش جذاب و شیرین است.....شاید 5 سال دیگر یک جای دیگر در این دنیا باشم اما میدانم هر سختی را میتوانم تحمل کنم..حتی شکست در یک عشق را..آن روز با افتخار بر قله شکست در عشق خواهم ایستاد...

نیلوفر

5 سال بعد / دانشجوی دکترا / توی یه دانشگاه خوب / همچنان آموزگار... یه مقدار پخته تر / یه مقدار عمیق تر / یه مقدار فهیم تر / بیشتر از حالا کتاب خونده / بیشتر از حالا سفر کرده / بیشتر از حالا عشق ورزیده / کم تر از حالا نگران / کم تر از حالا نق نقو / کم تر از حالا ناشکر / و کنار آدم هایی که دوستشون دارم.

حکیمه

در قالب یک واقعیت عینی تصوری از مکان و موقعیت خودم ندارم ، کلا تصور عینی از آینده ندارم. هر چی هست حسی هست. مطمئنا آرام تر از الان خواهم بود. چون تمام برنامه ها و اهدافم و دغدغه ام در راستای این هدفه. هر جا آرامش رفت اهدافم هم با اون هماهنگ خواهند بود انشاالله.

مرجان

فعلا شهامت پیدا کردم از سلول انفرادی فرار کنم دعام کنید اگر موفق شدم 5 سال دیگه به امید خدا مدرک ارشد اقتصاد گرفتم و مشغول کار دور از هر توهین و تحقیر و بددهنی در نهایت ارامش زیر سایه پدر و مادر زندگی میکنم