یادداشت‌های آخر سال

روزهای آخر سال که می‌شه این حس همه‌اش به من سقلمه می‌زنه که باید یه جمع‌بندی از سالی که گذشت داشته باشی. 

سال نود و یک سال خوبی بود. خدا را شکر. مهم‌ترین اتفاقی که برای من افتاد توانایی مدیریت حجم سنگینی از کارها بود که برای خودم تعریف کرده بودم و فقط تونستم با نوشتن روزانه و تیک زدن اونایی که انجام شده و در ذهن نگاه داشتن آنهایی که مانده و باید بالاخره تمام شود، اون رو به انجام برسونم. هرچند این حجم کار تبعات بدنی هم برایم داشت و حواسم را جمع کرد که دیگر به جوانی سال‌های قبلم نیستم.

یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های سالی که گذشت و احتمالا تمام عمر من، این بود و خواهد بود که چگونه در مقابل ناملایمت‌های زندگی می‌شه واکنش آرام، منطقی و توام با صبر نشون داد. در این مورد اندک کارهایی را بلد شده‌ام اما می‌دانم هنوز خیلی راه مانده. بدتر این‌که رهایی از این حس تخریبی اما خوشایند که "تصور کنی اگر به چیزی فکر بکنی، اتفاق نمی‌افتد"، به این سادگی‌ها هم نیست. مثل زمانی که بچه بودیم و توی مدرسه دائم با خودمون فکر می‌کردیم امروز معلم از من می‌پرسه، ولی در اصل امیدوار بودیم که با این روش این اتفاق نیفته! کمتر دیده بودم که در اون زمان‌ها کسی با اطمینان جرات کنه و بگه من می‌دونم معلم امروز از من نمی‌پرسه! این حس نشون دادن ترس از اتفاق افتادن از چیزی، برای این‌که مثلا خدا ازش منصرف بشه، احتمالا ریشه عمیقی توی باورها و حس‌های قدیمی ما داره. نمی‌دونم، ولی به هرحال حس خوبی نیست و باید عوض بشه. باید واقعیات زندگی رو پذیرفت و به یاد آورد که همین سال‌هایی که از زندگیمون گذشته، مملو بوده از ترس، روزهای پر از دلهره، دردهای ناشی از از دست دادن عزیزان، بیماری‌های سخت، دلهره روزهای امتحان و کنکور و استخدام، شکست‌های احساسی، بی‌معرفتی‌هایی از سوی دوستان و در همان حال هم پر بوده از لذت‌های بسیار، تولدهای زیبا، روزهای خوش گردش و تفریح، غذاهای خوشمزه، باهم بودن‌های لذتبخش، خبرهای خوب از سلامتی بزرگترها، بهبودهای بعد از بیماری، گشایش‌های مالی، پاس کردن‌های امتحانات، تشویق‌ها و پیشرفت‌های شغلی و هزارها چیز دیگه.

اگه بشه میون این‌ها در ذهن و دلمان تعادلی بوجود بیاریم و بدونیم همه این‌ها با هم هستن و با هم هم زیبایند، آنگاه می‌شویم مثل اون آدم‌های بزرگ و عارفی که همیشه لبخند روی لبانشون بوده، همه چیز رو می‌پذیرفته‌اند، راضی بودند به رضای الهی، دلشون دریا بوده و هر موج خروشانی رو می‌پذیرفته‌اند و آرومش می‌کرده‌اند، از زندگیشون لذت می‌بردن، و در کل معنای زندگی و زنده بودن رو خوب درک کرده بودن.

انشاالله سال 92 برای هممون سال پر از برکت و سلامتی و پیشرفت‌های شغلی و عمیق‌تر شدن دانسته‌ها و نزدیکی‌مون به خدا باشه. انشاالله این توانایی بالا رو هم هممون بدست بیاریم

آمین.

/ 4 نظر / 8 بازدید
ارکیده

سلام سال نو شما مبارک امید که سال جدید هم مثل سال 91 و خیلی خیلی بیشتر، پر از اتفاقات خوب برای شما و خانواده محترم باشد.امید که بازهم امیدوارانه بنویسید و نکته های خوب را هم با ما در میان بگذارید. امید که خیر و برکت و شادی و سلامتی و سلامتی و سلامتی جسم و روح برای همگیمان باشد. ممنون از همه لحظه های خوبی که امیدواری دادید.

بهشته _ س

سلام ... روزهايتان شاد شاديهايتان پايدار و آرامش مهمان هميشگي دلهايتان نوروز مبارك [گل]

دخترباران

سلام سال نو تون مبارک باشه به امیدبهترینها برای شما دراین سال وهمه سال باقی... نوشته تون خیلی به دل نشست-مثل همیشه [گل]

حمید

مثل ماه باشید بی دلیل ببخشید، بی بهانه خوبی کنید، و بی علت همه را دوست داشته باشید. آنوقت خواهید دید که چه کم تا خدا فاصله دارید!!