یادمه خیلی سال پیش یه مطلبی رو تو کتاب بذرهای عظمت نوشته دنیس ویتلی می‌خوندم که راجع به نگرانی‌هایی بود که همه ماها درباره آینده داریم. نویسنده به یه تیکه روزنامه آمریکایی تو اواسط قرن نوزدهم اشاره کرده بود که در اون با نگرانی اعلام شده بود از این به بعد خانه‌های آمریکاییها تو خاموشی فرو خواهد رفت و ظلمات همه جا رو فرا می‌گیره. می‌دونین دلیل اون روزنامه چی بود؟ به خطر انقراض افتادن نسل نهنگ‌های دریایی! چون اون وقتا از روغن نهنگ برای روشنایی چراغهای پیه سوز استفاده می‌شده این نتیجه‌گیری انجام شده بود. دنیس ویتلی هم از این موضوع نتیجه گرفته بود که نگرانی‌های اغلب ماها بی‌مورده چون با گذشت زمان (همونطور که ادیسون به داد نهنگهای دریایی رسید!) راه‌هایی برای حل مشکل ماها روشن می‌شه که ما قبل از اون حتی تصورش رو هم نمی‌کردیم...

این مطلب هر وقت که پیش خودم فکر می‌کنم تهرون یا در کل، دنيا تو ده بيست سال آينده آيا جاي زندگي كردن هست يا نه، به يادم مي‌آد و يه لبخند رو لبم مي‌نشونه.

جدا از امكان زندگي و ... يه نتيجه ديگه هم مي‌شه از اين مطلب گرفت...: مي‌شه اميدوار بود كه خيلي از مشكلاتي كه فكر مي‌كنيم ديگه برامون حل نشدني هستن، يه روزي، يه جايي و به يه شكلي كه شايد اصلا فكرش رو نكنيم، حل خواهند شد.خيلي ساده‌تر از اوني كه فكرش رو بكنيم

اين مطلب رو مثل يه فال براي امروز خودتون بدونين و راحت برين دنبال بقيه زندگي كردنتون... خدا خيلي بزرگتر از خواسته هاي ماست. فقط يادش از يادمون نره...

/ 16 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
sara

موافقم .. يه زمانی توی يه شرايطی بودم که فکر می کردم ديگه هيجوقت نميتونم مثل گذشته ها باشم.. ولی زمان... گذشت زمان همه چيز رو حل کرد. بايد رها شد.. بايد همه چيز رو سپرد به خدا.. اون هميشه بهترين راه رو بما نشون ميده...

زهرا

من که شخصاْ با چشمهای خودم بارها معجزه اتفاق داده را دیدم و می دونم اونقدر بزرگ هست که همه خواسته های ما را برآورده می کنه. و هزاران بار شکرش که هيچ وقت تو هيچ کاری نذاشته درمونده بشم.

زهرا

راستی نفهميدم تشکرت بابت چی بود

اکساویچه

به نظرم یه بخشی از نگرانی های ما معطوف به اینه که آینده چطور میشه و یه بخش مهم دیگه ریشه در این سوال داره که آیا من میتونم کاری برای حل مشکلات بکنم یا نه. نوع اول بیشتر یه دغدغه ذهنیه اما نوع دوم بعضی وقتها تبدیل به سوهان اعصاب و روان آدمها میشه.

زندگی شايد همين باشد

سلام....آره هر مشکلی يه جوری حل ميشه و زمان همه چی رو درذست ميکنه ...اما يه چيز ديگه هم هست گاهی بايد همون موقع يه مشکلی حل شه و الا بعدش ديگه قشنگی نداره باور کن

آدم اينجا تنهاست

قشنگه! فال امروزم رو ميگم گاهی فکر ميکنم من از ياد خدا رفتم نه اون از ياد من ...فکر ميکنم

زهرا

الو ؟ سلام. خوبی؟ کم پیدا.