لوئيز هی در کتاب زيبايش به نام شفای زندگی (ترجمه خانم گيتی خوشدل- نشر پيکان) يک فصل را به زندگی خودش اختصاص داده است. جالب است اگر کسی دلش خواست آن را بخواند. واقعا هم اين کتاب و هم اين فصل ارزش بارها خوانده شدن را دارد. اين‌که بارها و بارها زمين بخوری آن‌هم از نوع واقعا وحشتناکش (مانند جدايی پدر و مادر در سن ۱۸ ماهگی لوئيز يا مورد تجاوز واقع شدن در سن ۵ سالگی يا ابتلا به يک سرطان پيشرفته در ميانسالی و ...) شايد برای هرکدام از ما فقط يکی از اين‌ها (و چه بسا بسيار ملايم‌تر) کافی باشد تا تمام بقيه عمرمان را دائما غر بزنيم و شکوه کنيم و درست و حسابی خودمان را توی نقش يک قربانی جا بزنيم. ولی اين آدم تونسته با نيروی اراده و ايمانش از زندگی خودش يه معجزه پديد بياره.

احتمالا اونايی که اين سطور رو می‌خونن چندين و چند مثال ديگه از اينجور آدما تو ذهن خودشون يا تو فاميلشون يا همسايشون می‌شناسن.

شايد بد نباشه گاهی اوقات يه وقت ثابت در طی روز رو هم بذاريم برای از خودمون خجالت کشيدن! و بعد هم يه وقت ديگه برای شکر کردن برا تمامی نعمتهايی که داريم. خصوصا نعمت‌هايی که داشتنشون اونقدر برامون عادی شده که يادمون رفته. باور ندارين؟ يه چشمتون (فقط يه چشمتون) رو بگيرين و بعد سعی کنين کارهای عادی روزانه رو انجام بدين. من گاهی اين ‌کارو می‌کنم. بعد که می‌بينم نصف محيط بيناييم رو از دست می‌دم پروسه خجالت کشيدن و بعد شکر خدا کردن رو به ترتيب انجام می‌دم!

نتيجه گيری:

يه کتاب خوب: شفای زندگی

يه کار خوب: قدر دونستن نعمتها

/ 13 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نگين حسيني

سلام مرد اميدوار. خيلی خوشحال شدم که اومدم اينجا چون با چندچيز خوب مواجه شدم : ۱- یه مرد اميدوار ۲- مهربونی ۳- اميد : همه ی چيزهايی که ما توی زندگی مون و حتی توی وبلاگ ها و نوشته هامون کم داريم؛ اولينش هم خودمم که ميدونم واقعا از اميدواری و شادی کم می نويسم. ممنونم که منو با فضای خوب وبلاگت آشنا کردی. و ممنونم که با من همدردی کردی.

نگين حسيني

ضمنا در مورد کتاب و سرگذشتی که معرفی کردی، اين هم کار خيلی خوبيه اما بايد بگم که من از اين بدترش هم سراغ دارم ... بازم به من سر بزن.

نازنین

ای کاش می تونستيم... افسوس که تنها ناکامی ها را می بينينم...بارانی باشيد.

نیلوفر

سلام . بايد کتاب جالبی باشه ..... البته من بيشتر رمان می خونم تا کتاب های روانشناسی ولی بعضی کتابا واقعا ارزش خوندن دارن . مرسی که اومدين . به روز کردم . بای

خاطرات یک مدیر

سلام.خيلی ممنون از تعاريف شما . خوشحال شدم از اظها ر نظر شما و اينکه مطالب برای شما مفيد است . از وبلاگت در نگاه اول خيلی خوشم آمد بايد سر فرصت بخوانم.

*mya

به نکتهءِ جالبی اشاره کرديد، " (فقط يه چشمتون) رو بگيرين و بعد سعی کنين کارهای عادی روزانه رو انجام بدين". بهترين راه برايِ قدر دانی، محروميـّت است.

قلب آبی

خوشحالم که هنوز مردهای امیدوار هستن ! آدم جون می گیره ...آدرس شما رو از "اونجا" پیدا کردم.

قلب آبی

پیغامتون رو گرفتم مرسی تونستم بخونم! گاهی احساس می کنم اگه به خاطر همه چيزهايی که تا امروز بهم داده شده بقيه عمرم رو به شکرگذاری بگذرونم بازم کافی نيست...

narges

این مرد امیدوار خیلی قشنگ از رویدادهای ساده و ومعمول زندگی و اتفاقاتش حرف میزنه.منکه لذت بردم.این کتاب هم که آخرشه.منم لوئیز هی رو خیلی تحسین میکنم.یک سوال دارم آیا به اندازه حرفهای وبلاگتون در زندگی واقعی هم احساس آرامش و مثبت بودن میکنید؟؟؟یا میتونه در حد یک شعار و نصیحت باشه؟چه مواقعی بیشتر منفی میشید ؟.....در هر صورت خوشحال میشم که نوشته هایی مثل وبلاگ شما رو در دنیای مجازی میبینم و میخونم.چون نمیتونم مثل گذشته مثبت و شاد باشم و مدام دنبال علتهاشم.علتهایی که باعث میشه دیگران حقو بمن بدن که غمگین باشم ولی من دنبال دلا یلی هستم که کمرنگشون کنم....بقول خودتون ایشالا که خدا خودش هممونو تحویل بگیره...در اولین فرصت بهتون در وبلاگ دوستان لینک میدهم...شاد شاد آرام آرام و غنی باشید.

سارا

متنی که نوشتید عالی بود یشنهاد میکنم که کتابهای دیگر لوییز را هم بخوانید البته اگر نخوانده اید مخصوصا کتاب اسرارقدرت درون خیلی خوشحال میشوم اگرباهاتون در تماس باشم همیشه شاد وسلامت باشید