سوزاندن زمین

خیلی از کشاورزها بعد اینکه محصول گندمشون رو برداشت می‌کنند، ساقه‌های باقی‌مانده رو آتش می‌زنند تا کود خوبی برای زمین فراهم بشه و سال بعد کشت بهتری داشته باشند.

گاهی توی زندگی، این آتش رو خدا توی زمینمون می‌اندازه تا بعدش رشد بیشتری داشته باشیم. شاید در ظاهر خوب نباشه، اما دراصل داره ته‌مانده‌ها و چیزهای بی‌مصرف سوخته می‌شه. چیزهایی که دیگه لازم نیستن و باید خودمون رو ازشون رها کنیم.

این موقع‌ها تمرکز روی بلند شدن، تغییر دادن، محکم بودن و پیشرفت‌کردن کمکمون می‌کنه. ما برای موندن و راکد بودن نیومده‌ایم به این دنیا. برای غصه‌خوردن و بهترین سالهای زندگی رو همه‌اش با یاس و اندوه و سردادن اشعار بی‌وفایی دنیا و نامردی آدم‌ها و فایده نداشتن دوستی‌ها و تنها بودن و درک نشدن‌ها و کوه مشکلات و هزارتا چیز دیگه اینجا نیستیم. ما اومده‌ایم که پیشرفت کنیم، آبدیده بشیم، محکم قدم برداریم، خودمون رو تربیت کنیم و آدم خوبی هم برای خدای خوبمون باشیم و هم برای خودمون. حس خوبیه این‌که هم خدا به ما بباله، هم خودمون.

اگه آتیشی افتاده توی مزرعه‌مون و وضعی که بهش عادت داشته‌ایم رو به هم زده، شاید قراره چیز بهتری نصیبمون بشه. فقط نباید تلاش رو متوقف کرد. باید از همون فردا، وقتی هنوز دود آتیش دیشب داره از زمین بلند می‌شه، کار شخم رو شروع کرد. 

/ 6 نظر / 22 بازدید
مهران جم

سلام قشنگ بود متنتون و با اجازتون ازش استفاده کردم

اركيده

سلام.بله.تعبير خوبيه.اصلا توقف معنايي نداره.

پریسا

خیلی تعبیر خوبی بود. ممنون.

لام

آقای امیدوار نازنین, ممنون برای نوشته های خوبتون. چند روزی بود که کوهی از غصه روی دلم بود و خوندن این پست اصلأ حواسم رو آورد سر جاش و حالم رو خوب کرد ! انگار که خدا گاهی از طریق بندهاش باهاشون حرف می زنه. امروز شما انگار که پیغام خدا رو به من رسوندین ! ممنون واقعا [لبخند]

بهشته _ س

سلام... همچون هميشه درس گرفتم ممنون[گل]