لذت پایدار موفقیت

سخت بودن تغییر، اصلا چیز غریبی نیست. اینکه تا حدی رو میتونیم بریم جلو و بقیه اش رو نمیتونیم و رها میکنیم و بر میگردیم خونه اول، حالا یا بدلایل شخصی یا محیطی، همونجای تعیین کننده و حساسیه که فرق ما رو با آدمایی که تغییر و بهبود واقعی توی زندگیشون رو نمیخوان، مشخص میکنه.

اصلا دلیل اینکه آدمای موفق و پیشرو خیلی کمتر از آدمای معمولی هستن همینه. اونا تلاش کرده اند و سختی کشیده اند و بخاطر هدف مهمشون از خوشیها و تنبلیهاشون گذشته اند. 

توی مضامین دینی مان هم این رویکرد نابرده رنج گنج و همچنین تلاش برای کنترل نفس رو به وفور میبینیم. حضرت علی (ع) میفرمایند: خوشبخت ترین انسانها آنانی اند که از لذات زودگذر چشم میپوشند تا به لذات پایدار برسند. حالا لذت زودگذر رو میشه خیلی متنوع معنا کرد: مثلا لذت گناه، لذت خوردن یه لقمه بیشتر از نیاز طبیعیمان، لذت پنج دقیقه ولو شدن بیشتر، لذت ده دقیقه بیشتر پرسه بی هدف زدن در وب، لذت برخورد بد آنی بجای صبور بودن در مقابل بدی دیگران، لذت رهاکردن تمرکز موقع یادگیری و فشار نیاوردن به خودمون و صدها لذت زودگذر دیگه.

اما لذتهای پایدار رو باید توی زندگی متقین و عارفان و موفقها و ثروتمندای خودساخته و آدمای سالم و افراد با تناسب اندام عالی و آدمای خوش خلق و مهربون پیدا کرد. یه کم که دقت کنیم میبینیم زندگیشون پر از  لذات دائم و پایداره.

پس بچسبیم به اولین برنامه تغییر یه عادت بد و تبدیلش به یه عادت خوب. یا دنبال کردن یه هدف بزرگ و از ته دل خواستنی برای زندگیمون و پاش هم وایسیم. 

/ 6 نظر / 33 بازدید
آوا

داشتم فکر میکردم مثل یه امتحان پایان ترم میمونه،برای گرفتن بهترین نمره نباید تنبلی کرد دیگه نه؟باید وقت گذاشت از خیلی تفریحات وخوش گذرونیها هم گذشت والبته نمیشه با یه روخونی اجمالی به نتیجه رسید حتی باهوش ترین ها هم درسشون رو مرور میکنن،برای رسیدن به بهترینها هم همین طوره باید فکر کنی یه امتحان سخت داری وبرای پاس کردنش همه چیز رو بپذیری... ضمنا یه نکته کلیدی ما باید روی محیط اثر بزاریم نه محیط روی ما :))) یه مرد امیدوار بینهایت از خوندن مطالبتون لذت میبرم.ممنون از وقتی که برای ما خوانندگانتون میزارید.[گل]

شکوفه

سلام...مرد امیدوار ! چقدر آرامش از بین کلمات و نوشته ها بیرون تراوش میکند.لذت پایدار موفقیت به ازای مبارزه در راه رسیدن به هدف...البته در این مسیر خیلی چیزهای نالذیذ را باید بچشی.

رویای رنگی

سلام مرد امیدوار. بحث خیلی خوبی رو باز کردید و فکر می کنم در ادامه بحث پست قبلیتون باشه. بعضی لذت های زودگذر هستند که یه عامل بازدارنده و یک انگیزه می تونه اونا رو کنترل کنه. مثلا در مورد لذت گناه زودگذر، عامل بازدارنده می تونه اعتقادات یا حد و مرزی باشه که آدم برای خودش تعیین می کنه و انگیزه هم خوب بودن و پاک بودنه. مشکل خیلی از ما آدما اینه که برای خیلی از مسائلی که می خوام تغییرش بدم عامل بازدارنده یا انگیزه ندارم مثل تلاش برای تناسب اندام، برای کمتر استفاده کردن از نت... البته اینم می دونم که روزی می رسه که زنگ خطره یه جایی به گوش آدم می خوره که داری راهو اشتباه می ری باید یه تغییری بکنی.

شیرین

کاش دوباره بنویسید 6،7 تا از مطالبتون رو بیشتر نخوندم ولی خیلی خوشم اومد،فکر می کنم ذهنم تشنه ی این مطالبه! ممنونم لطفا دوباره بنویسید

رویای رنگی

الان حدود 20 روزه که دارم به مطلبتون فکر می کنم و همینطور به کامنت قبلی خودم. رفتم کتاب اثر مرکب رو هم خریدم و کمیش رو هر شب می خونم. فکر کنم به اون حلقه گمشده یعنی عامل محرک رسیدم (و نه الزاما عامل بازدارنده): دوست داشتن خود! اینه که کمک می کنه تغییرات کوچیک تو سبک زندگیمون ایجاد کنیم و در موردشون پایداری داشته باشیم.

محسن

با سلام. دوست عزیزم بنده روانشناس بالینی هستم و بیشتر وقتم را صرف کارای پژوهشی میکنم. بعضی از مطالبتان نظرم را جلب کرده الان در حال حاضر در حال تالیف یک کتاب هستم میخواستم ببینم بهم اجازه استفاده از بعضی مطالبتان را میدهید خواهشا جواب درخواستم را برایم ایمیل کن مطئمن باشید از طریق کتاب به افراد زیادتری میتوان کمک کرد. و تا موقعی که این کتاب به حال افراد موثر باشه اجر خداوند هم نسبت به شما فزونی می یابد موفق و پیروز باشید. منتظر جواب شما هستم.