سختی اول، موفقیت‌های مداوم بعدی

زمان جنگ خیلی از خانه‌ها منبع‌های کوچک نفت داشتند تا نفتی که چند وقت یکبار با چرخ‌های دستی در میان محلات توزیع می‌شد و همچنین سهمیه‌های نفت دیگری که بدستشان می‌رسید را در آن ذخیره کنند. یادمه ماهم چند تا از این منبع‌ها در حیاط خانه داشتیم و هر اندازه پر کردنشان راحت بود‏ اما بیرون کشیدن نفت از اون بشکه‌ها (دوتاشون بشکه بودن و دوتاشون زیرشون شیر فلکه داشتن و راحت خالی می‌شدن) سخت بود.

یه تلمبه‌هایی بود دوتا شیلنگ داشت و یه بخش قرمز رنگ که باید دائم فشارش می‌دادی تا نفت رو پمپاژ کنه. اولش خیلی سخت بود اما وقتی بالاخره هوای داخل لوله‌ها تموم می‌شد جریان نفت به آرامی و با تداوم از بشکه می‌اومد توی ظرف‌های کوچکی که می‌خواستیم باهاشون منبع بخاری یا آب‌گرم‌کن‌های نفتی اون زمان رو پر کنیم.

اون لحظه جریان‌یافتن آرام و بدون قطع و وصلی خیلی لحظه خوبی بود. انگار یه‌جورایی حرفه‌ای بودنمون رو به خودمون ثابت می‌کردیم. آدم کمرش رو صاف می‌کرد و با رضایت به خط نفت نگاه می‌کرد که داشت در ظرف کوچکتر بالا و بالا می‌آومد و حالا دیگه باید مراقب بودی تا نفت سرریز نشه. یه پیچ کوچک سر اون تلمبه‌ۀا بود که باید بازش می‌کردی و چون هوا رو داخل می‌داد سبب قطع جریان نفت می‌شد.

...

خیلی از تصمیم‌ها توی زندگی سختیش اولشه. هم گرفتن تصمیم و هم ثابت موندن و وفادار موندن به اون. بعد که یه مدت گذشت‏ هم ذهن و هم بدنمون بهش عادت می‌کنه و اونوقت دیگه کار رو به سختی انجام نمی‌ده. می‌شه مثل هزارها کار روزانه‌ای که صحیح انجامشون می‌دیم اما بهش فکر نمی‌کنیم. مثل بازکردن در اتاق با کلید،‏ اتوبوس و مترو سوار شدن،‏ مسواک زدن،‏ شلوار پوشیدن و ... توی هیچکدوم از این کارا ما دقیقا به کارمون فکر نمی‌کنیم. اونقدر اینارو تکرار کرده‌ایم که بدن و مغز بصورتی خودکار اونا رو انجام می‌دن و لذا انرژی ذهنی ما ذخیره می‌شه برای کارهای مهم‌تر که نیاز به فکر و تمرکز دارن.

اگه تصمیمی می‌گیریم برای تغییر دادن مسیر زندگیمون و رشد و ارتقای توانمندی‌هامون‏ باید تا یه مدت (مثلا اول بیست و یک روز‏ بعد باز یه بیست و یک روز دیگه) به هر شکلی می‌تونیم بهش وفادار بمونیم. سختی بکشیم اما تکرارش کنیم. این سختی کشیدن خیلی مهمه. درست برعکس ذهن‌های به هم ریخته شده ما که همه چیز رو زود و سریع و بدون زحمت می‌خواد و به همین خاطره که اغلب افسرده‌ است.

بعد از این سختی‌ها و تکرارها و وفادار موندن‌ها، اون عادت آروم آروم می‌شه جزو کارهایی که ذهن دیگه سختش نیست انجامش بده. می‌برتش توی قسمت ناخودآگاه و کاهای همیشگی. اونوقته که می‌بینیم تصمیمی که گرفته بودیم فرضا روزی ده تا لغت جدید انگلیسی یاد بگیریم‎، لب به فلان غذا نزنیم تا تناسب بدنمون برگرده سرجاش، به فلان چیز که به هم می‌ریزتمون فکر نکنیم و به جاش فکرهای خوب و مربوط به پیشرفت و سرحال بودن بکنیم، برای متخصص شدن توی فلان حوزه هر روز پنج صفحه مطلب درباره‌اش بخونیم، و صدها کار دیگه که می‌تونه زندگیمون رو کاملا تغییر بده و روشن و نورانی بکنه، دیگه انجامش سخت نیست و اتفاقا  اگه یه روز انجامش ندیم حس بدی پیدا می‌کنیم.

 

فرصت کردین حتما کتاب اثر مرکب نوشته دارن هاردی رو بخونین. اینایی که اینجا نوشته‌ام برگرفته از محتواهای این کتابه. کتاب بسیار خوبیه برای موفقیت و بهتر شدن.

/ 7 نظر / 42 بازدید
حمید شاگرد

سلام به استاد امیدوار مطلب کاربردی و جالبی بود ممنونم ولی مشکل اکثرما همون وفادار موندن به هرشکلی برای تغییر دادن به زندگیمون هست . موتور میخواهد ، موتوری که انرژیشو از خودش میگیره نه از محیطش . وابسته به چیز یا کسی نیست . خودم را میگم اکثرا تو یافتن اون موتوره موندم . امروز شبه موتوری را در اشعار قیصر امین پور یافتم حتی اگر نباشی، می آفرینمت چونانکه التهاب بیابان سراب را باید به چه مرحله ای رسیده باشی که بگی حتما اینکارو میکنم ، هیچی ام سرم نمیشه ، اصلا دیونه شدم و تا انجام اینکار عاقل و آروم نمیشم می خواهمت چنانکه شب خسته خواب را می جویمت چنانکه لب تشنه آب را فکر میکنم تشنگی و خواستن یبش از اندازه میتونه موتورخوبی باشه آب کم جو تشنگی آور بدست، تا بجوشد آبت از بالا و پست

آوا

سلام صبح بخیر:) خیلی زیبا بود .کاملا حق با شماست.عین روزه میمونه ،روزه میگیریم به نیت مثلا اینکه از امروز تمام حس های بد رو دور کنیم ... ویا اینکه روزه میگیریم واز امروز به تمام هدفهای خوب زندگیمون عمل کنیم.ریاضت توی این موارد عین روزه دلنشینه. من که خیلی لذت بردم مثل همیشه زیبا وکاربردی بود.تنشالله همیشه پایدار باشید [قلب]

آوا

مرسی بابت معرفی کتاب. منم دوست دارم یه کتاب به شما وخوانندگانتون معرفی کنم من از این کتاب چیزهای بسیار خوبی یاد گرفتم امیدوارم برای شما هم مفید باشه. کتاب قدرت بی پایان اثر آنتونی رابینز[گل]

بیتا

ممنون از اینکه می نویسید(هرچند با فاصله های طولانی).به این یادآوری ها خیلی نیاز داریم همه مون[گل]

ارکیده

سلام.ممنون کتاب رو که حتما میگیرم.اون کتاب فلسفه کار اگر اشتباه نکنم نوشته آلن دو باتن که محشر بود و نظر من رو خیلی حساستر کرد نسبت به آدمهای اطرافم (ببخشید ضعف حافظه ممکنه اسم کتاب رو درست نگفته باشم).بنزین رو کاملا یادمه.الان یاد اون روزها افتادم که بابا همه این کارها رو میکرد و مامان کارهای دیگه.ممنون

رویای رنگی

من مدتیه که بنا به نوشته های قبلی شما قصد دارم این همت 21 روزه رو در بعضی هدف هام تمرین کنم، اما بیشتر از دو روز دوام نمیارم. خیلی سخته همت عالی داشتن، ولی تصمیم گرفتم خودمو رشد بدم و همتم رو بالاتر ببرم. امیدوارم بتونم.پدر ضمن امروز می رم که کتاب "اثر مرکب" رو بخرم. راستی منم می خوام یه کتاب معرفی کنم که خودم خیلی خوشم اومد. کتاب «راحت باش گیر نده» نوشته «اندرو ماتیوس» نویسنده این کتاب با زبان طنز خیلی از مسائلی که آدمها باهاش درگیرن رو بررسی می کنه و زاویه دیدی رو به آدم یاد میده که می تونه کمک خوبی برای حل مشکلات باشه.

ارکیده

سلام.منم این دوره ها رو اصلا نمیتونم انجام بدم.اون بخشی که دست منه مشکلی نداره ولی یه بخشش دست محیطه و هیچ کاریش نمیشه کرد.