شور

اگه زمانی دیدی که بار عبارت " یه شروع جدید می‌خوام" برات خوش‌معناست, تردید نکن و خودتو بسپار بدست اون سه نیروی لایزال درونیت: اشتیاق, امید و شور...

همیشه یه شروع نو و یه تصمیم نو، جوون می‌کنه آدم رو.

/ 9 نظر / 5 بازدید
مریم

دقیقا همینطوره که گفتید.

شهره

باز کردن پنجره همیشه قشنگه خصوصا اگر بدونی پشت پنجره یه دنیای آرمانی انتظار چشمهات رو می کشه! شروع جدید همیشه آدمو یاد امید می اندازه...شاید برای همین زیباست.

آرام

خداییش این وبلاگ سرشار از انرژی مثبته . ممنون . تو این عکس پست پایینی ، عجب آرامشی داره صورت این بچه و چه معصومیتی . شاد باشید .

مریم

گاهی بخودم می گویم: آنکه با زندگی می سازد زندگی را می بازد برنده کیست ؟!... کسی که زندگی را می سازد. با زندگی نساز ! زندگی را بساز! ولی خوب که فکر می کنم می بینم: بهتر که با زندگی بسازم و در عین حال، زندگی را بسازم بهتر که با ناخواسته ها ساخت ولی نباخت و از تهِ دل خواست که خواسته ها را بر ناخواسته ها غالب ساخت اینم منبعش:http://farazlari.blogfa.com/8711.aspx

مونا

موافقم[لبخند]

ندا

سلام، هیچ وقت این عبارت برای من کارساز نبوده. نمیدونم، شاید هم "او" میخواسته بهم بفمونه که "این سه نیروی لایزال درونی وقتی به کمکت میان که من بخوام نه تو!" اما چندوقتیه که دارم تمرین می‌کنم اول هرکاری بگم "خدایا دست خودته، اگه صلاح میدونی انجام بشه، اگرم نه که هیچی" چون هرموقع با شور و اشتیاق خودم تصمیم به انجام کاری گرفتم، آنچنان خورد تو برجکم که هرچی شور و اشتیاق و امید بود از کله‌م پرید! بارها برای یه شروع نو یا یه تصمیم نو تلاش کردم، کلی بهش فکر کردم، اما بازم بهم گفته "هروقت من بخوام! با من لجبازی نکن بچه!"

ندا

ممنونم که نظرتون رو گفتین. ولی منظور من ناامید شدن و اقدام نکردن از ترس ناکامی نبود. مثلا فکر کنین شما الان در شرایطی هستید که نیاز دارید به تغییر شغل دارید، انقدر از لحاظ روحی حالتون خرابه که میخواهید با یه نفر حرف بزنید، یا به یه مسافرت نیاز دارید یا... در همه این موارد هم شرایط این تغییر فراهمه؛ یعنی شغل دیگری با شرایط بهتر در انتظار شماست، اون طرف مقابلتون هم آماده‌س که حرفاتون رو بشنوه یا یکی از دوستاتون هم زنگ میزنه و شما رو به یه مسافرت خیلی خوب دعوت میکنه... و شما هم که برای این تغییر قصد و نیت کردین. به ظاهر همه چی درسته!

ندا

اما یه دفعه یه چیزی پیش میاد که میزنه تمام برنامه‌ها و قصد و نیت‌ها رو از ایستگاش داغون می‌کنه! ییهو به خودت میای میبینی تمام نقشه‌هایی که (البته با نیت خوب!) کشیده بودی نقش بر آب شده! کو؟ کجا رفت اون شور و اشتیاق؟ پس چی بود اون که می‌گفتن اگه تو اراده کنی، کهکشان در جهت خواست تو حرکت می‌کنه؟ آیا غیر از اینه که یه ابرقدرت داره بر تو حکمرانی می‌کنه؟ ابرقدرتی که خودت قبولش داری و با اینکه با اون همه شور و اشتیاق حالتو گرفته، اسم این کارش رو میذاری "حکمت" و بهش میگی "هرچی تو بگی!"