چندین شب و خاموشی, وقت است که برخیزم

وین آتش خندان را با صبح برانگیزم

چون کوه نشستم من با تاب و تب پنهان

 صد زلزله برخیزد آنگاه که برخیزم..

برخی تغییرها, تصمیم‌ها و عظم‌ها نیاز به این تحرک عظیم دارند...عظیم و قوی و مصمم و مقتدر

گاهی مجبور می‌شیم با سایه‌های درونمان چهره به چهره بشیم و بعد سالهای سال که گوشه وجودمان بوده‌اند و می‌دانستیم آنجایند اما از عمد از آنها چشم‌پوشی می‌کردیم, زل بزنیم تو چشماشون و شروع کنیم به شناختنشون.

گاهی نتیجه شناخت خودمون و اون تو پستویی‌های دلمون خیلی دردناکه. حتی گاهی خیلی مایوس‌کننده است. اما تا اونا رو نشناسیم خودمون رو نمی‌شناسیم و تا خودمون رو نشناسیم نمی‌تونیم لذت یه لحظه خودمون بودن رو درک کنیم. اینکه چی هستیم؟ هدفمون چیه؟ چرا اینقدر تشویش داریم؟ چرا متزلزلیم؟ چرا ذوق نمی‌کنیم؟ چرا شاد نیستیم؟ چرا ذهن و دلمون هماهنگ نیست؟ چرا وسط رومیه روم و زنگیه زنگ بهت زده‌ایم و به هر دو طرف نگاه می‌کنیم؟ و ...اصلا چرا داریم روز به روز و شب به شب و هفته به هفته به زندگیمون که داره می‌گذره نگاه می‌کنیم و دهنمون وا مونده!

اگه بفهمیم انجام چه‌کاری ما رو آروم می‌کنه و دوباره زنده‌امون می‌کنه و سبک, خیلی خیلی تحولات خوب تو زندگیمون اتفاق می‌افته. خیلی.

/ 15 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

آهنگ وبلاگتون خیلی قشنگه.

یسنا

چطوری باید بفهمییم این همه چرا رو؟[سوال]

ندا

وقتی نمی‌توانی تغییری بوجود بیاری، وقتی که می‌دونی اگه زلزله به‌پا کنی، زندگی یه عده دیگه رو هم داغون می‌کنی، بهتره آن هنگام که مجبور شدی با سایه‌های درونت مواجه بشی، خودتو بزنی به کوچه علی چپ، انگار نه انگار که چیزی دیدی!!! سعی می‌کنی خودت رو با چیزهای کوچیک دوروبرت شاد نگه داری، سعی می‌کنی برای همون چیزهای کوچیک ذوق کنی... چه فایده اگه بفهمی چی خوشحالت می‌کنه درحالی که می‌دونی هیچ وقت به اون نخواهی رسید... اصلا تعریف شادی و ذوق کردن و هدف و تشویش و تزلزل و ثبات و ... چیه؟ گم کردم، معنی این واژه‌ها رو هم درکنار خیلی چیزهای دیگه گم کردم....

عمو پولدار

در درون انسان دو فرمانده وجود داره 1- عقل 2- دل . بچه ها برای این شاد هستند که دلشان برایشان حکمفرمایی میکنه و همیشه در لحظه هستند نه در فردا و نه در گذشته. تمام این جنگ و جدالهای درونی برای این است که هنوز برسر صندلی ریاست در وجود آدم بین این دو فرمانده جنگ است. هرگاه توانستی یکی را بر تخت بنشانی و دیگری را وزیر او نمایی به آرامش خواهی رسید و پیشرفت خواهی کرد و گرنه دور سرمان میچرخیم. این یک تصمیم مهم است. هر دو این فرماندهان نقاط استراتژیک مهمی را در انسان زیر سلطه خود دارند و هردو قدرتمند هستند به حدی که میتوانند آدمی را از درون فلج یا به عرش برسانند. چیزی از نقد عمر نمانده بهتر است زودتر تصمیم بگیریم و حرکت کنیم. مسیر زندگی بس شگفت انگیز و زیبا و خطرناک است.....

من!

اندیشه

اگه بفهمیم انجام چه‌کاری ما رو آروم می‌کنه و دوباره زنده‌امون می‌کنه و سبک, خیلی خیلی تحولات خوب تو زندگیمون اتفاق می‌افته. خیلی. کاشکی می شد بفهمم که چی منو آروم می کنه؟

سحر

سلام اولا سپاس گذارم که به من سرزدید و رد پایی گذاشتید تا بتونم خدمت برسم ... به نظرم چقدر جالبه که تو این دنیایه بل بشو هنوز مردی هست که با شهامت داد می زنه امیدواره ...... راستش من خیلی هم ناامید نیستم می دونم که به لطف خدا و تلاش خودم آینده ماله منه ........ ولی خوب باید اعتراف کنم خیلی وقته که یا نمی دونم یا نمی تونم ...

تولدی دیگر

ممنون که بهم سرزده بودی. راستش این خود شناسی سرچشمه همه موفقیتهاست. چه خوبه که بتونیم خودمون رو بشناسیم و آنگاه برخیزیم. مرد امیدوار, امیدوارم که مثل اسمت همیشه امیدوار و موفق باشی