لج!

BXP0028695

بعضی از گلدونای اتاق من که عادت کرده‌اند به سمت و سوی نور خورشید، وقتی می‌خوام ساقه‌اشون رو صاف کنم، از ترس شیکستن، باید بالعکس بذارمشون جلوی نور و صبر کنم و صبر کنم تا آفتاب و گیاه سر فرصت کار خودشون رو انجام بدن و گیاه من ساقه‌اش صاف بشه. بعدش تازه مراقبت شروع می‌شه و این کار دیگه باید دائما انجام بشه تا ساقه به یه سمت خاص عادت نکنه.

...

چقدر سخته بخوای آدمی رو که در ارتباطش با تو به یه نتیجه‌گیری حتمی و قطعی رسیده، تنظیم کنی و بهش بگی اینجوریا هم که تو فکر می‌کنی نیست. فرق ما و گیاه اینه که گیاهه و آفتاب در شرایط جدید سریع باز با هم کنار می‌آن. حتما موضوع صحبتشون رو عوض می‌کنن و راجع به چیزای دیگه صحبت می‌کنن و اینجوری صبرشون رو برا تنظیم مجدد دلپذیر می‌کنن. اما ما آدما خیلی اوقات وقتی ازمون می‌خوان نگرشمون رو به یه آدم دیگه عوض کنیم، چون خم شدن و انعطاف برامون شده یه کار غیرعادی، می‌دونیم که با یه سعی کوچیک می‌شکنیم، لذا زیر بار نمی‌ریم.

شاید برا همینه که تو روابطمون اینقدر غُدّیم. اگه دوبار تو نشون داده‌ای که برا آشتی پا پیش می‌ذاری، این وظیفه دیگه مال توئه. تا ابد. چه من مقصر باشم چه تو. حالا بیا دوئل. تو که می‌دونی من اهلش نبوده و نیستم. اگه نمی‌خوای پا پیش بذاری، بشین تا ببینیم کی از رو می‌ره!!

 

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسرین - م

اگر هیچوقت پا پیش نذاشت ، از دستش میدی ؟ یا غرورتو میزاری زیر پا و تو پا پیش میزاری دوباره ؟

روز به روز همراه زندگی

نکته ی جالبی که در نوشته ی شما بنظرم آمد اینه که تغییر به زمان احتیاج داره و صبر. ما هم از خودمون و خیلی بیشتر از دیگران انتظار داریم که فوری عوض بشن. فوری یک اشکال رو برطرف کنن. خوب این نمیشه. مثلا من وقتی چیزی رو به دخترم میگم توقع دارم که از همون روز بطور مرتب انجام بده. خوب نمیشه دیگه. مثل همون شاخه باید بهش چهت داد و صبر کرد تا خودش بچرخه. وقتی زور میارم بهش فقط شاخه رو میشکنم.

تولدی دیگر

راستش من چیزی رو تجربه کردم که شاید به درد شما هم بخوره. میدونید دور شدن به این قضیه کمک می کنه. وقتی آدمها یه مدت از هم دور شاشند راحت تر می تونند تغیرات همو ببینند و خیلی وقتااین دوری ها سازنده است.

بی نام

چرا روابط با آدما اینقدر سخته؟معمولا ایجاد یک تعادل مشکله شاید به خاطر اینه که ما معمولا خودمون متعادل نیستیم .گاهی خودمون و حذف میکنیم گاهی هم گاردمیگیرم.چون امروزه خیلی چیزای فرعی ذهنمون رو مشغول میکنه نتیجه گیری هم بنا به همون دغدغه های ذهنیمون هست برداشت هایی که همه چیو با هم جمع میزنیم.کاش میشد ذهن رو از همه برداشتها پاک کرد مثل دیلیت کردن اینجوری بدون هیچ پس زمینه ای ّبه آدما به وقایع نگاه کرد.

ماریا

ای بابا ...ما نی تونیم خودمون...یا یه رفتار کوچولومون ...یا یه عادت سادمون رو عوض کنیم...چطوری یه نفر دیگه رو بتونیم عوض کنیم[سوال]

مهربانو

يعني ..تعبير به اين قشنگ نخونده بودم [گل][گل][گل]

مریم

آره خیلی سخته ولی میدونید من اگه باشم چیکار میکنم؟ اول نگاه میکنم که آیا دلم میخواد با این آدم رابطه داشته باشم و با اون بودن برام مهمه یا نه. اگه جوابم مثبت بود میرم جلو و آشتی میکنم ولی اگه اشتباهی نکرده باشم نمیگم اشتباه کردم و معذرت خواهی هم نمی کنم. در واقع با این کار به اون ثابت میکنم که برای من اهمیت داره و دلم می خواد که رابطمون رو حفظ کنم. بعد که محیط آروم شد کم کم حرفام رو بدون اینکه خوردش کنم بهش میزنم و ازش خواهش میکنم به حرفام فکر کنه و یه بار دیگه شروع کنه و اینم یاد اوری میکنم که ممکنه طرز فکر مشابهی نداشته باشیم و همدیگه رو درست نشناخته باشیم ولی خوبه به جای اینکه با هم قهر کنیم این وقت و انرژی رو صرف شناسوندمون به همدیگه و درک نیازهای طرف مقابل بکنیم . برای آشتی پا پیش گذاشتن معنیش این نیست که خودمون رو مقصر معرفی کنیم بلکه قدمیه واسه اینکه خودمونو به اونایی که نشناختنمون بشناسونیم ولی در یک محیط مناسب که با گذشتمون و پا پیش گذاشتنمون ایجادش کردیم.

مریم

راستی تعبیرتون فوق العاده بود.

مژده

مردامیدوار چند ماه پیش که این مطلب لج و میخوندم این درس و گرفتم ک باید با تمام خوب و بد کسیکه در مسیر زندگیم قرار گرفته کنار بیام شاید با خوبیها همه چی درست شه ولی بعد از مدتی طرف مقابل من و فقط برا دوستی خواست و این تا ب امروز برا من دردناک ولی مردامیدوار امید و توکلم از دست نمیدم اینو مطمئن باش.بازهم منتظر مرهم دلی از طرف دوستان و شما هستم