مامور سیگاری خدا

راننده: می‌شه بپرسم چه کتابیه؟

من: دنیای سوفی

راننده: کی نوشته؟

من: گردر

راننده: چی هس موضوعش؟

من: تاریخ فلسفه

...

...

راننده:‌گفتین کی نوشته؟

من: گردر

راننده: آهان گردر، من فکر کردم گفتین بردر. یوستین گردر دیگه؟

من: بله {با تعجب} می‌شناسینش؟

راننده: آره. نظرات جالبی هم داره. البته من این کتابشو نخونده‌ام. آخه من فوق لیسانس تاریخ دارم

این را که می‌گوید برای اولین بار سر بلند می‌کنم و به چهره پیرمرد راننده نگاه می‌کنم. او هم نگاهم می‌کند. متوجه تعجب من می‌شود. شاید برای همین خنده تلخی می‌کند و می‌گوید: آدما رو پیشنیشون ننوشته که کی‌ان و چیکارن. حرف که می‌زنن مث یه پل ذهناشون تازه به هم وصل می‌شه. اینه که باید حرف زد با هم

کتاب جالبیه این کتاب: مامور سیگاریه خدا، نوشته محسن حسام مظاهری، نشر افق، پنج و پونصد
/ 5 نظر / 18 بازدید
بهزاد

سلام دوست من. اسم کتابی که معرفی کردی به نظرم جالبه. می گردم پیداش می کنم

ملوس جون

عجـــــــــــب... بعضی وقتا زندگی بازی هایی برای بعضی آدما پیش میاره که شاید کسی باورش نشه. اما خوب من تو اینجور موارد چشمم همیشه به بعدشه.. که زندگی بعدش چی برای اینجور آدما در نظر گرفته.. یا خودشون قراره چیکار کنن. بعید میدونم یه همچین آدمی به همینی که هست راضی باشه... احتمالا یه جا، توی یه نقطه عطفی یه تغییری در انتظارشه، که شاید حتی زیاد هم آنی نباشه...

ارکیده

سلام.ممنون. چند روزه كه دارم اسمهاي كتابهاي خوب رو جمع ميكنم.براي نمايشگاه.به موقع بود.:-)

پری سا

آدمها سرجای خودشون نیستن... راستی...همه ی دردها از نگفتن شروع میشه

گوشه دنج

آدما روی پیشونیشون ننوشته کی ان و چیکاره ان. این ما هستیم که عجولانه قضاوت میکنیم. مطلب خیلی قشنگی بود.[گل]