CYP0501197

۱- من معتقدم لذت خوردن یه تیکه شکلات خوشمزه، واقعا از لذت‌های غیر قابل جایگزینه بشریته! ۲- این تبلیغ چای محسن رو تو رادیو پیام شنیده‌اید؟ یه جوری می‌گه می‌خواد بره برا خودش چایی بریزه که آدم کنترل رانندگیشو از دست می‌ده!!

۱+۲= من فکر کنم ترکیب یه تیکه شکلات (ایرانی‌هاش هم اخیرا خیلی خوب شده‌اند و خوشمزه‌اند) با یه فنجون چای داغ، که تکیه بدی به صندلیت و به هیچ چیزی فکر نکنی...هیچ چیز هیچ چیز... بعد شکلاته رو بذاری تو دهنت و درست مزه مزه‌اش بکنی و بعد یه جرعه کوچیک چای...و بوییدن بوی مخلوط شده کاکائو و چای تو بخار متصاعد از فنجون...وااااای...

.

.

...مثل بعضی از مشکلات زندگی که کوچیکن اما آدمو فرسوده می‌کنن....بعضی از دلخوش‌کنکهای زندگی هم کوچیکن...اما حتی شده برا یه لحظه بهت نشون می‌دن که... بی‌خیالش... همینه دیگه!

/ 22 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کیمیا

چقدر آرامش بخش بود . خيلی

يک دختر

من اون مطلبت رو راجع به جریان ماشین دوست داشتم

آدم اینجا تنهاست

خدای من چه شکلیه ؟ بارها و بارها این سوال رو از خودم پرسیدم ...خدای من هیچ وقت یه رفیق تریپ با حال نبوده اصلا قیافه اش رو سعی نکردم تصور کنم ولی قطعا دلنشین و آرومه و لباسش مثل لباس همین عکسیه که گذاشتین توی وبلاگ ...با اینکه مهربون تر ازمادر کسی رو ندیدم اما همیشه فکر میکردم خدا باید یه پدر مهربون باشه که عاشقه بچه هاشه ...یه پدر که میتونی سرت رو روی پاهاش بزاری و های های گریه کنی و اون شونه هات رو بگیره و توی چشمت نگاه کنه و بگه مهم نیست ،عیب نداره ، خودم درستش میکم و بعد تو رو تو بغلش محکم فشار بده وبگه من همیشه باهاتم و هیچ وقت تنهات نمیزارم حتی اگه تو بچگی کنی و بخوای ازم دور شی ...

آدم اینجا تنهاست

سلام ...از لذت بخش ترین لحظات زندگی همین چای خوردن با یه تیکه شکلاته خوشمزه است ...من خیلی ازش خاطره دارم ...من پست قبلی رو خیلی دوست داشتم میخوام در موردش کامنت بزارم قبول دارم دیر رسیدم اما خوب دلم میخواد در موردش حرف بزنم ...چون حرف زدن در موردش قشنگ ترین حسیه که آدم میتونه داشته باشه

آدم اینجا تنهاست

من با خدام قهر میکنم خیلی هم قهر میکنم اما باز که تنها ی تنها میشم میبینم بهش نیاز دارم و میخوام دوستم داشته باشه ...خدای من لای قران نیست باور کن روز ملاقاتمون هم نه شبهای قدره و نه هیچ روز خاص دیگه ای ...هر وقت تنها میشم و دلم از زمین و زمان میگیره خدا کنارم میشینه و دلم میخواد بغضم رو تو دامنش خالی کنم...گاهی میشینم و به خودم و خدا فکر میکنم و میشمارم کارهایی رو که هرچی التماسش کردم انجام بده و اون انجام نداده ، بعد از دستش دلم میگیره و با خودم میگم اصلا شاید خدایی در کار نباشه ولی یه چیزی ته ته دلم میگه داری حرف مفت میزنی و ازدستم عصبانی میشه وبعد میگم ((خدا جون غلط کردم ببخش...مگه میشه وجودت رو انکار کرد)) ...

آدم اینجا تنهاست

خدای من نمیخواد براش نماز بخونم، روزه بگیرم،نمیخواد به خاطر ترس از اون حجاب رعایت کنم یا اینکه گناه نکنم ...خدای من عاشقه بنده هاشه میخواد دوستش داشته باشم وهر جور که خودم دوست دارم بهش نزدیک شم و باهاش حرف بزنم میخواد مواظب خودم باشم و کاری رو که فکر میکنم درسته و به ضرر من یا کس دیگه ای نیست انجام بدم خدای من فقط از این بدش میاد که من دل بنده های دیگه اش رو بشکنم ...خدای من جایی به اسم جهنم برام نساخته که یکی یکی کارهایی رو که از روی غفلت انجام دادم بشماره و بعد پرتم کنه تو آتیش...خدای من جلاد نیست...هیچ وقت هم منتظر بهشتش نیستم وقتی کار قشنگی میکنم وقتی کسی رو خوشحال میکنم حس میکنم داره نگاهم میکنه و لبخند میزنه و همون لبخندش یه بهشت می ارزه

تیلدا

سلام عیدتون مبارک این دو پست آخر محشر بود. تو پست مربوط به کاکائو دقیقا نحوه خوردن یک قطعه شکلات و چای رو اونقدر خوب توضیح دادی که باورم شد شکلات‌خور حرفه‌ای هستید. من هم همیشه دوست دارم طعم کاکائو رو با چایم مزه‌مزه کنم و هزاربار آرزو کنم زود تموم نشه!! تو پست مربوط به خدا هم اونقدر خوب و بی‌ریا نوشتید که وادارم کرد یک پست کامل جواب بدم خدام چه شکلی! موفق باشی

زندگی شاید همین باشد

اینو هیچ جا نگفتم اما بزار بدین وسیله اعتراف کنم که هیچ وقت لذت خوردن یه فنجان چای داغ همراه با شکلاتهایی که کادوی ولنتاین خواهرم بود قابل مقایسه با لذت خوردن هیچ قهوه ای نیست حتی نوع فرانسه اش با تمام تلخیه دوست داشتنیش ...چقدر خوبه که یه لذتی اینقدر در دسترس باشه که تو هر وقت بخوای بتونی لمسش کنی ...مرد امیدوار دلم نیومد درباره ی خدا ننویسم...توی پست قبل هم نوشتم ...راستی بابت( ه م ت) هم ممنونم سعی میکنم بگردم و پیداش کنم

فريبا

منم هميشه چايمو با شکلات می خورم

جوجو

مزه قهوه با اونهمه تلخيش خوشمزه و اثر گذاره.هم از نظر آرامش دهندگی و هم از نظر کيفی که بعد از خوردن اون تلخی تو وجودت ميشينه.مشکلاتکوچيک زندگيم مثل قهوه تلخ و سياه و تاثير گذارند.کافيه از يه ديد ديگه بهش نگاه کنيم