از کتاب‌های خوب (2)

... به سمت در صومعه رفتند. آنجا کیمیاگر دایره طلا را به چهار قسمت تقسیم کرد. یک قسمت را به راهب داد و به او گفت:‌ این مال شماست، به پاداش سخاوتتان نسبت به زائران.

- اما این تشکر و پاداش خیلی بیش از سخاوت من است.

این‌طور حرف نزنید، ممکن است زندگی آن‌را بشنود و دفعه آینده سهم کمتری به شما بدهد.

کیمیاگر، کوئلیو

...

تصاویری که ما با آنها احاطه شده‌ایم، اغلب نه تنها کهنه شده‌اند، در مواردی حتی می‌توانند به بیهودگی، متظاهرانه باشند. وقتی پروست اصرار می‌ورزد که جهان را به درستی ارزیابی کنیم، به کرات به ما یادآور می‌شود که ارزش صحنه‌های محقر و پیش‌و‌پا افتاده را دریابیم. شاردن نقاش، چشم‌های ما را به زیبایی نمک‌دان‌ها و تنگ‌های آب می‌گشاید؛ کیک مادلن، راوی را با انگیزه خاطرات معمولی کودکی‌اش شادمان می‌کند... به نظر پروست، همین سادگی‌ها، ویژگی زیباییست... نحوه‌ای از زیبایی که در اختیار آدمی با درآمد متوسط است و فاقد هرچیز تحمیلی یا اشرافی است.

پروست چگونه می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند، اثر آلن دوباتن

...

یادمه این بخش از کتاب دوباتن را که می‌خواندم، نشستم چند دقیقه مجددا به محیط اطرافم نگاه کردم. دلم سوخت برای ساعت مچی، جامدادی، گلدان‌ها، کتاب‌ها، کاغذهای یادداشت، تلفن و قهوه جوشم که هر روز برایم دلبری می‌کنند! و افسرده می‌شوند از اینکه همیشه نگاهشان می‌کنم اما ...نمی‌بینمشان.

اما از همه این‌ها مهم‌تر، اگر آنی که نمی‌بینمش، آدمی باشد اطرافمان چه؟ آیا ما به آدمها هم عادت می‌کنیم؟

فکر می‌کنم آره. و این اصلا خوب نیست.

 

/ 11 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اركيده

سلام مرد اميدوار مطمئنم كه شما جزو آن دسته از آدمها نيستيد كه همه چيز و همه كس براتون عادت بشه. از نوشته‌هاتون مشخصه. اما تصور كن، بياييد خودتان را جاي كسي بگذاريد كه با همه اين سادگي‌هاي زيبا، زندگي مي‌كند و لذت مي برد. وقتي كه مورد توجه قرار نمي‌گيرد، كسي نمي‌بيندش يا يك جورهايي مورد تمسخر قرار مي‌گيرد........ از اينكه دائم نوبتش را به ديگران بدهد، براي هر چيزي......... نمي‌دانم..... يك كم خسته كننده مي‌شود و دلگير...... من يكي كه هيچوقت دلم نمي‌خواهد بعضي از اخلاقياتم را از دست بدهم. هر چند كه به قول خيلي‌ها بازنده‌ام. يكيش رعايت سادگي در همه چيز است. اميدوارم شما هيچ وقت كم نياريد.

پریسا

یاد همکار و دوست خوبی افتادم که میگفت وقتی میزش نامرتبه, صدای وسایل روی میز رو می شنوه که اعتراض میکنند و وقتی مرتبشون میکنه, ازش تشکر میکنن.

نازنین

امروز از سر توصیه شما آلن دو باتن را خریدم. ممنون

حکیمه

چند تا چیز جدید یاد گرفتم. تشکر به خاطر سخاوتتان نسبت به ما[گل]

سلیمه

متاسفانه عادت کردن با خود نسیان به همراه دارد... فراموشی هم بی تفاوتی و بی تفاوتی شاید بی رحمی و.... [ناراحت]

دختری از شلمچه

خداوندا از آن روزی که ما را آفریدی به غیر از معصیت چیزی ندیدی خداوندا به حق هشت و چارت ز ما بگذز شتر دیدی ندیدی (باباطاهر) کتاب کیمیاگر رو دارم.می خواستم بدونم ارزش خوندنو داره؟؟؟

شقایق

سلام متاسفانه آدمها را به کل از یاد می بریم درست مثل قهوه جوش.. نمی بینیم که هر روز منتظر است تا شاید ما خودش را به یاد آوریم نه کارش را..

فریبا

اگه خودمون باشه چی؟