یک شغل چقدر مفید است؟ هروقت به ما اجازه دهد رنج دیگران را کم و شادیشان را افزون کنیم...

به رغم ابعاد کوچکش، اتاق هنرمند نقاش اتاق به‌غایت دلنشینی است. مشاغل اندکی هستند که بتوان حاصل کار سالانه‌اشان را با نگاهی اجمالی به چهار دیوار دید و فرصت‌های بسیار کمتری برایمان پیش می‌آیند که بتوانند همه هوش و حساسیت ما را به یک مکان معطوف کنند. تقلاهای ما عموما هیچ نظایر مادی پایداری نمی‌یابند. ما در پروژه‌های گروهی عظیم و ناملموس تبدیل به موجوداتی آبکی شده‌ایم. اینها باعث شده‌اند ندانیم سال گذشته چه کرده‌ایم و بدتر از آن، ندانیم به کجا رفته‌ایم و به چه چیزی تبدیل شده‌ایم. ما در ترحم مهمانی بازنشستگیمان متوجه توان از دست رفته‌امان می‌شویم...

...نقاش می‌خواهد چندسالی را صرف نقاشی رودخانه در طیفی از حالات و نورهایش کند. از من می‌پرسد: آیا تابحال به آب توجه کرده‌ای؟ منظورم توجهی حسابی است، انگار که تابحال آنرا ندیده‌ای؟

خوشی‌ها و مصائب کار؛ آلن دوباتن

با خودم قرار گذاشته بودم حداقل دوتا کتاب در این تعطیلات عید بخوانم و خواندم و خیلی خوشحالم. اولیش کتاب مامور سیگاری خدا بود که چسبید. چندتا پست پایین‌تر چیزی در موردش نوشته‌ام. کتاب دوم هم خوشی‌ها و مصائب کار بود از آلن دوباتنِ همیشه عزیز. فکر می‌کنم در کنار لذت بردن از محتوای هر دو کتاب، لذت بیشترم مال این بود که هر دو رو تموم کردم. کامل و نه نیم‌خوانده.

سال قبل توی دو تا مقطع، به‌دلیل حجم و تنوع وظایفی که برعهده گرفته بودم یه برگه برداشتم و کارهایی که بایست تا پایان یه مدت خاص تموم می‌کردم توی یه ستون اون نوشتم و یه ستون هم گذاشتم برای تاریخی که کار تموم می‌شد. خیلی لذت‌بخش بود این‌که دیدم توی زمون قرارگذاشته شده با خودم، تقریبا همه اون کارها تیک خوردن. امسال از همین تجربه استفاده کرده‌ام و فعلا سه تا برگه برای کارهایی که باید در فروردین، اردیبهشت و خرداد انجام بدم تهیه کرده‌ام. از نوشتن فلان گزارش تحلیلی برای فلان‌جا، تا حتی حداقل دوبار به‌روز رسانی وبلاگ و انجام یه مصاحبه با فلان سایت و یه مقاله هم برای فلانی. من تابحال لذت نهایی کردن فعالیت‌های روزانه رو چشیده بودم اما امسال می‌خوام فعالیت‌های ماهانه رو هم بهش اضافه کنم. دیدی که به آدم می‌ده گسترده‌تره. شاید باعث بشه آخر سال 92 اگه خدا عمری داد و زنده بودم به قول آلن دوباتن، کارهایی رو انجام داده باشم که بشه توی یه نگاه کلی کنار هم گذاشتشون و از دیدنشون لذت برد.

خوب باشین انشاالله.

 

/ 6 نظر / 17 بازدید
اركيده

سلام.اميد كه خوب باشيد. جالبه كه من هم به اين فكر كرده بودم.هميشه يادم هست كه ميگوييد برنامه ها را مينويسيد و تيك انجام ميزنيد.ولي خودم هيچ وقت انجا نداده بودمش.امسال از شروع سال كارهام را مرتب كردم.به اين فكر كردم كه يك تقويم كوچك مخصوص داشته باشم و در آن كارها را مرتب كنم و البته تيكهاي انجام. تجربه خوبي خواهد بود.ممنون

nazanin

سلام و سال نوی شما مبارک کار ما درست نشد!!! فعلا که برگشته ایم تهران...انشالله که درست می شود. ممنون از محبت شما سال بسیار خوبی برای شما آرزو می کنم

گوشه دنج

سلام دوست خوب؛ سال و بهار نو برشما هم مبارک [گل] به دور از هرگونه تعارفی نوشته شما به تمام تصمیمات جدید امسال من انرژی مثبتی داد امیدوارم امسال برای همه سالی جدید همراه با به انجام رساندن تصمیمات جدید باشد انشاالله

هستی

سلام خیلی برام جالبه که هر وقت تصمیمی برای کاری میگیرم,به طرز مرموزی به طرف راه و روش کار و یا جواب سوالاتم کشیده میشم! مثل امروز که قرار بود یه برنامه ریزی دقیق برای امسالم بکنم و وبلاگ شما رو اتفاقی پیدا کردمو این مطلب رو خوندم. همچنین تعریف "آلن دو باتن" از شغل مفید,بسیار به دلم نشست. ممنون از مطالب بسیار باارزشتون.

سایه

آقای امیدوار من هم مآمور سیگاری خدا رو خوندم اما برخلاف شما به نظرم کتاب خوبی نبود نویسنده نگاهش به مسایل همان نگاه کلیشه ای بود خودش رو در مرتبه بالاتر می دید و راننده های تاکسی رو آدمهای پایین تر فقط همون متنی که راجع به فلسفه بود شما هم تو پست های قبلی راجع بهش نوشتید نقطه قوت کتاب بود . مخصوصا اون داستان راجع به برج میلاد نویسنده خیلی اظهار فضل کرده بود