معجزه فراموش‌ شده تمرین (2)

آغاز حتما نباید با مهم‌ترین و اصلی‌ترین هدفمان باشد. مهم‌ترین چیز یادآوری لذت موفق شدن و رسیدن به آن چیزی است که با اراده و تصمیم پیگیری‌اش کرده‌ایم. اگه اینجوری فکر کنیم، کوچکترین گام‌ها هم می‌شه یه لذت ماندگار و پایه برای هدف بعدی

از کوچک شروع کنین...

/ 4 نظر / 7 بازدید
ارکیده

گاهی .... فقط گاهی این لذت رو حس کردم.ولی بعد یا هدفم یادم رفته یا تمرین را فراموش کردم.این مجموعه ای که دارین مینویسین خیلی جالبه.امیدوارم که بتونم اینبار به یه نتیجه خوب برسم. ممنون

فریبا

بالا و پایین پریدن کودکی که فریاد می کشه: هوووووورررررررررررااااااااا!

ارکیده

2- بعدش من برام مهم نبود.پيش خودم فكر ميكردم من كار خودم را انجام ميدهم،آنها هم بذار سرگرم باشند. براي من كه مهم نيست.ولي امروز متوجه شدم كه خير.قراره اون كسي كه حذف بشه من باشم.با اينكه كارم خيلي خوب بوده،اما فكر ميكنم حتي رئيس بزرگ نميدونه كه من با اين گروه همكاري ميكردم.القصه...فهميدم كه من را هم براي اين ميخواستند كه از طريق من به يه كسي كه خيلي در اين زمينه كار كرده در سازمانمان ولي به اينها باج نميده و خود اون شخص را هم هميشه زيرآبش رو ميروند، نزديك بشوند.همين.حالا كه نتونستند و ديدند كه من هم كارم خوبه و با وجود من براي بقيه جايي نيست شروع كردند به كنار گذاشتنم. يه ماهنامه داخلي داريم.اول گفتند براي اون مطلب زمين شناسي به صورت خبر دربيار.گفتم باشه.دو ماه درآوردم،ماه سوم،بدون اينكه به من بگند كار رو دادند به يه نفر ديگه.بعد يكي از كساني كه با خودشان همكاري داره آمده پيشم شروع كرده از بدگويي از رئيسي كه باهاش كار ميكرديم و خيلي از اون دو نفر پيش رئيس بزرگ حمايت ميكنه،آدميه كه به ما گفته بود كه اين اشخاص ديگه ادامه نميدهند ولي يهو همه چي عوض شد.