ما بنده خداهای نگران!

جالب می‌شه اگه بتونیم هر چند وقت به چند وقت از خودمون فاصله بگیریم و یه نگاهی به اون آدم نگران درونمون بندازیم. کسی که گوشت و پوستش از دلهره‌ها و نگرانی‌های حوادث آینده و اما و اگرهایی که هنوز رخ نداده‌آند ساخته شده. کسی که باعث شده جوری ما بهش وابسته بشیم که اگه دو سه ساعت بدون اون زندگی کنیم احساس شدید گناه بهمون دست بده. حتی یه‌کاری کرده بعضی از ماها به شکلی ناخودآگاه احساس می‌کنیم هرچه به اون چیزایی که دلمون نمی‌خواد رخ بده، فکر کنیم، کمتر سرمون می‌آد...

چند روز قبل نشستم و یه صفحه و نیم نوشتم از نگرانی‌هایی که دارم، از دلهره‌های همان روز و دلهره‌های سالها بعد... الان با خودم فکر می‌کنم چقدر خوبه کاری کنیم تا ترس‌ها و نگرانی‌هامون از سایه به در بیان و با ما چشم تو چشم بشن.

این انرژی‌خورهای عظیم زندگیمونو نباید دست‌کم گرفت.

/ 19 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

سلام آقای امیدوار. سال نو مبارک. سه روزه به وبلاگ شما سرک میکشم ولی فرصت نمیکنم بخونم.الانم فقط این آخری رو خوندم.صفت خیلی خوبی به کار بردید. انرژی خورها...راست میگید آنچنان پدری از آدم در میارن که گذشت زمان رو هم احساس نمیکنیم.دوست دارم بدونم نوشتن بهتون کمکی هم کرد؟ یعنی نوشتید که سبک بشید یا نوشتید جلوی چشمتون باشن و براشون راه حل پیدا کنید...

مریم

آقای امیدوار ممکنه لطف کنید یه چند تا از بهترین کتابهایی که در زمینه مدیریت کاری خوندید معرفی کنید به خصوص مدیریت پرسنل.البته به غیر از هفت عادت مردمان موثر که پایین دیدم.اگر به ترتیب اولویت بگید ممنون میشم.

بهشته-س

سلام خیلی وقت بود که نیومده بودم به وبتون خیلی مطلب تازه خوندم راستی عیدتون هم مبارک هر چند یه خورده دیره [خجالت] موفق و همواره سبز باشید

محمدرضا زائری

سلام برادر بزرگوار .از لطف شما بسیار ممنون.ارادتمند و دعاگو هستم

یه مرد امیدوار

مریم خانم اولا ممنون از احوالپرسیتون. شکر خدا همه‌چیز خوب است. اما در مورد کتاب این یه نظر کاملا شخصیه و اولویت بندی‌هاش هم بر اساس تجربه منه. یقینا کارشناسان این امر نگاه‌های متفاوتی دارن. در مورد مدیریت من دو دیدگاه رو تشخیص داده‌ام. اولی اینه که می‌گه خود مدیر ابتدا باید روی خودش کار کنه و خودشو بسازه. بر اساس این دیدگاه، سازمان هم به تبع مدیر متحول خواهد شد چون مدیر خودساخته احتمال کمی داره که تجربیات مثبتش رو به کارکنانش انتقال نده و فضای تحت مدیریتش رو اونجوری نکنه که می‌دونه درسته. بر این اساس به نظر من کتابهایی مثل عامل علا‌الدین و همچنین جادوی فکر بزرگ خیلی مناسبند. هرچند اینجا سلیقه خیلی نقش بازی می‌کنه و شاید بعضی‌ها تیپ کتابهایی مرتبط با تعالیم روحانی رو برای تحول مناسب بدونن.

یه مرد امیدوار

اما یه نگاه دیگه تحول رو بدون تمرکز خیلی خاص بر روی فرد و با توجه به فرهنگ سازمانی و نگاهی جمعی‌تر دنبال می‌کنه. البته در این روش هم بخش‌های مهمی برمی‌گرده به نگرش‌های مدیر و کارمندا ولی خب تاکید کمتره. تو این راستا غیر از همون کتاب هفت عادت، یه کتاب خیلی خوب هست به نام کلید در وضعیت روشن نوشته سید مهدی عراقی. فکر کنم باید بگردین تا پیداش کنین. قشنگیه این کتاب اینه که تجربه یه مدیر سختکوشه ایرانیه که یه نهاد سازمانی رو متحول می‌کنه. به مراتب از داستانهای آنتونی رابینز و دکتر فیل برا ماها ملموس‌تره. چند تا کتاب دیگه هم هست که هرزمان فرصت کردم و تو کتابخونه‌ام پیداشون کردم براتون می‌نویسم. ضمنا یه‌عالمه سایت ایرانی و خارجی هم در مورد مدیریت سازمانی و غیره هست. سایت bekhan.com که مربوط به سازمان انتشاراتی فرا می‌شه هم بصورت تخصصی رو زمینه‌های مدیریتی کار می‌کنه و لیست عالی‌ای از کتابهای مدیریتی رو می‌شه اونجا دید. این سایت یکی از جایزه‌های منه به خودم وقتی می‌خوام خودمو تحویل بگیرم و برا خودم خرید کنم[لبخند]

مریم

سلام آقای امیدوار. خیلی ممنونم از این که وقت گذاشتید و منو راهنمایی کردید. راجع به مدیریت دیدگاه شما برام خیلی جالب و آموزنده بود. مخصوصا بخش مدیریت برخود. یکی از عادتهای من استفاده از نظر و تجربیات افرادیه که قبولشون دارم و عقیده دارم که این روش دوباره کاریها رو کم میکنه پس حتما کتابهایی که معرفی کردید می خونم. سایتی که معرفی کردید هم سر میزنم. بازهم از لطف شما متشکرم و امیدوارم همیشه موفق و سربلند باشید.

واحه

دوست عزيز درود بر شما هر زمان حس مي كنم فرسوده شده ام به وبلاگ تان سر مي زنم شايد مثل حالا. و از نوشته هايتان انرژي مثبت مي گيرم.

خويشتن خويش

سلام ! پیشنهاد خوبیست ! راستش مدتیه که یک نگرانی احمقانه فکر و ذهن منو بخودش مشغول کرده و نمیگذاره از لحظاتم لذت کامل ببرم . همین الان میرم و میشینم و بررسی مجدد میکنم . نوشته تون مثل همیشه خیلی ساده و خیلی خوب بود . و برای من بموقع . خسته نباشید .[گل]