دورخیز برای یک شروع نو

سال جدید داره می‌آد

نیم ساعت بشین آروم با خودت خلوت کن، ببین می‌خوای با زندگی‌ات توی سال بعد چه بکنی؟

Standby

یا

Restart

?

درسته که قرار نیست همه اتفاقا تحت کنترل ما باشه. شاید سال قبل، امسال یا سال بعد خیلی اتفاقها افتاده باشه یا بیفته که زده باشدمون یا بزنتمون زمین. ولی خوب می‌دونیم که باید بلند شد و خودمون رو تکوند و باز شروع کرد.

یه جایی توی فرایند سختی دیدن و آب‌دیده شدن هست که اگه تا اونجا دووم بیاری و صبور باشی، دیگه بعد از اون نقطه هیچ‌چیز و هیچ‌کس نمی‌تونه بریزتت به هم. نه این‌که غمگین نشی، دلت نگیره، سختی نبینی...چرا همه اینها باز هم رخ می‌ده، اما تو دیگه دلت گرمه و ریشه‌هات استوارن.

تا اون نقطه، باید صبور بود و قد رو راست کرد و با چشم باز و حواس جمع و تیز، دید و گذشت و نرنجید و و یاد گرفت و دووم آورد.

/ 9 نظر / 26 بازدید
اقیانوس

به قول یه دوست: تو چنین شرایطی تو زندگی که زمین می خوری مثل اینه که داری روی لبه تیغ راه می ری. اگه یکم و فقط یکم از خودت غافل بشی، پرت می شی تو باتلاق و خیلی سخته که دوباره ازش در بیای. اما اگه مواظب خودت باشی و به سلامت ازش رد بشی، کم کم یه قابلیت هایی رو تو خودت کشف می کنی که قبلا ازشون بی خبر بودی و قوی تر می شی.

اقیانوس

در مورد stand by یا restart هم: من دوست دارم هیچ کدوم، بلکه یک پله بالاتر با استفاده از اندوخته های قبلی، چه خوب و چه بد. نمی دونم، شایدم نشه، بعضی وقتا زندگی غیر قابل پیش بینیه

محمد

زندگی کوتاهتر از اونه که آدم بخواد توش شکست بخوره، درسته؟ ولی به هر حال آدم شکست میخوره و مجبور به شروع دوباره از نقطه قبل یا حتی عقبتر از اون هم میشه چون حالا امتیاز زمان رو نداره. برای بعضی از موارد من میگم زیاد هم مهم نیست چون همه اش که این طرف نیست. اون طرف میلیاردها سال قراره زندگیکنیم پس این زیاد اهمیت پیدا نمیکنه اما برای بعضی مسائل دیگه کار خیلی سخت میشه!

آشتی

اگه آدم میدونست اون نقطه کجاست خیلی خوب بود![چشمک]

ترانه

واقعا چنین نقطه ای هست؟ من فکر میکنم اون نقطه نقطه ایه که چیزی برای از دست دادن نداری که بترسی. مثل کسی که همه ادمها و چیزهایی رو که دوست داشته توی یک بلای طبیعی از دست داده.

سمیرا

سلام مرد امیدوار چرا پروفایل نداری؟؟؟؟؟؟؟تازه با وبلاگت اشنا شدم فقط صفحه اولو خوندم!!!!!ببخشید یه بی ادبی!!!!!!!!چند سالتونه؟؟؟؟؟؟؟

میس میم

چقدر به من چسبید این پست ... احساس کردم حرفی که باید می شنیدم رو شنیدم. خدا قوت

واحه

من هنوز زنده ام :) و زمستان را از سر گذراندم

ناهیدیوسفی

همیشه خواندن نوشته های شما امید را در دل آدم زنده می کند. سال نو مبارک.[گل]