سال‌ها پیش که کودک بودم

سر هر کوچه کسی بود

که چینی‌ها را بند می‌زد با عشق

و من آن روز به خود می‌گفتم

آخر این‌هم شد کار؟

ولی امروز که دیگر خبری از او نیست

نقش یک دل که به‌روی چینیست

ترکی دارد و من...در به در،  کوی به کوی

در پی بندزنی می‌گردم.

نمی‌دونم شماها هم یه جایی تو دلتون دارین که وقتی یه‌چیزی می‌خونه، یه آهنگی گوش می‌ده، یه بویی می شنفه، یه چیزی یا کسی رو می‌بینه...بی‌اختیار چشماتون رو خیس می‌کنه؟ نمی‌دونم خاصیت اون چیز چی باید باشه. یاد خاطرات گذشته بیندازتمون؟ از یه ترس نهفته در آینده خبرمون کنه؟ نمی‌دونم. تا حالا نتونسته‌ام جنس اون چیز رو بشناسم تا ببینم چی می‌خواد از من.

اما گاهی یه آهنگی، یه شعری، یه بویی، یه چهره‌ای یه... می‌ریزتم به هم. مثل شعر بالا.

/ 10 نظر / 4 بازدید
فريبا

خيلی چيزا ... ازجنس عشق ...

مريم

اينايی که گفتيد برای من خيلی پيش اومده ولی اکثرا زمانی بوده که از زمان حال دلم گرفته. چون من اصولا وقتی از حال راضيم به خاطره تلخ يا شيرين گذشته خیلی اجمالی نگاه میکنم و توی جزئیات غرق نمیشم و بیشتر فکرمو صرف حال میکنم. اما بعضی وقتها یه همچین چیزایی که اتفاق میفته یه گوشه یادداشت میکنم و حالو احوال خودمم توی اون لحظه مینویسم...چند وقت که گذشت(یه مدت نسبتا طولانی) مجددا مرور میکنم و شاید جالب باشه که بدونین در مورد ۵۰٪ اونها حسی که قبلا داشتم با احساس فعلیم فاصله داره و اصولا کمرنگتر میشه.

hasti

خيلی .مخصوصابا يه موزيک خوب.

آستيگمات

اگه می شد به جای شناختن جنس اون چيزها، می فهميديم دل از چه جنسيه که با يک صدا، يک بو، يک نم بارون، .... می گيره و به هم می ريزه ....

سياه صبح

وای از لحظه ای که يه بويی آدمو از پا در مياره... مثل عطر محبوبه شب.

human being

اين ها همه کار يک نوازنده ی ماهره که می دونه تار دل هرکداممان را چطور به لرزه در بیاره که... نوازنده ای که هم چینی بند زنه هم چینی و هم اون نقش دل و هم اونی که داره دربه در دنبال...

الهام

اوهوم، منم دارم و همه دارن، فكر ميكنم جنسش از خودمونه، بچگي مدفون شدمونه كه با يه عامل بيروني خودي نشون ميده و باز ميره قايم ميشه .... چه شعر قشنگي بود، از كي بود؟

نسيم

مرد اميدوار عزيز به اينجور آدمها ميگن رقيق القلب...البته جزء صفتهای مثبت محسوب ميشه...به نظر من هم ربطی به سر حالی يا بی حالی و غم نداره...اين حس هميشه هست البته نه تو همه آدمها...من فکر ميکنم این شعر در شما خیلی موثر بوده ،چون حس شما به شاعر خيلی نزديک بوده...این حس ممکنه در مورد یه نقشی یا موسیقی یا...بوجود بیاد ،من فکر ميکنم درک عميق يه همچين ری اکشنی رو با خودش به همرا داره.