حکمتهای ساده (1)

یه تمرین:

یک کاغذ و قلم بردار. بگذار امروز یه‌جوری همه‌اش همراهت باشد. هر زمان که داشتی کاری انجام می‌دادی و دیدی حواست جای دیگری هم هست، یک علامت روی کاغذ بگذار.

پایان روز خواهی دید چند بار خودت را از لذت لمس زندگی محروم کرده‌ای.

/ 10 نظر / 4 بازدید
عمو پولدار

سلام صبحبخیر امیدوار عزیز. امیدوارم روز کم خطی را داشته باشیم.[چشمک][لبخند]

شقایق

همیشه دلم می خواست این کار رو انجام بدم یعنی تو ذهنم بوده ولی هنوز موفق نشدم عملی اش کنم..متاسفانه

اركيده

سلام. پيشنهاد خيلي خوبيه. موافقم.

نازنین

اینطوری باشه که خب تقریبا حداقل در مور من کاغذ سیاه می شود...باور کنید

بهار

کدومش لذت لمس زندگیه؟ درست منظورتون رو نفهمیدم. اینکه ذهنت به جایی که می خواد بره یا کار کردن؟![سوال]

اركيده

من كه اعلام مي‌كنم كاغذم خط خطي شد. فردا بيشتر سعي مي‌كنم.

حکیمه

فکر خوبیه. شاید باعث بشه کمک کم یاد بگیریم بدون قلم و کاغذ هم توی زمان حال و لذت های ساده اون زندگی کنیم.

ستوده خانوم

پیر شی جوون..هنوز مادر نشدی ببینی آدم همه اش حواسش پیش بچه اشه...[چشمک]

شهره

من که عصبی میشم....همش باید به این فکر کنم که کی یه خط بکشم.....آخرم کاغذ رو پاره میکنم![خنده]