شروع دوباره

سلام مجدد

چند ماهی بود که ننوشته بودم. این از سال 83 تاکنون که این وبلاگ دائما به‌روز می‌شود اتفاق غریبی بود.

فکرش را که می‌کنم، بخشی بدلیل گرفتاری‌های شغلی بود و بخشی هم احتمالا بدلیل حضور پررنگ تلگرام در زندگی همه. شاید فکر می‌کنم و می‌کردم که دیگر وبلاگ‌خوانی کم‌رنگ شده. ایرادی که سیستم اداره هم دارد و اجازه کامنت دادن در وبلاگ‌های دیگران را نمی‌داد، هم در کاهش خوانندگان این وبلاگ موثر بود و هم در کاهش انگیزه من برای نوشتن.

این ایراد دو ماه اخیر پرشین بلاگ هم که دیگر شد قوز بالای قوز!

 

به هرحال الان دارم می‌نویسم با این امید که وقتی دکمه ذخیره را فشار دادم، پرشین بلاگ نه در بخش کامنت ادا درآورد و نه در بخش نمایش مطلب.

انشاالله....

 

 

حرف امروز: اینکه چند پیروزی کوچک ناشی از اتمام چند مسئولیت و کار برعهده گذاشته شده، خصوصا اگر کارهایشان کمی سنگین و ترسناک باشند، روزمان را خواهد ساخت. همان پیام اول غورباقه‌هایت را بخور. همان پیام 80/20 که ارزش انجام برخی از کارها رو خیلی بیشتر از قیافه ظاهری اون کارها می‌دونه. و همان پیامی که بارها در این وبلاگ با یادآوری ارزشمندی نگارش وظایف روزانه و سهیم کردن خودمان در لذت تیک زدن دانه به دانه آنها آورده شده.

 

روزتان خوش و خرم انشاالله.

/ 8 نظر / 68 بازدید
بهار

سلام مرد امیدوار. چقدر خوشحالم برگشتید. تو این مدت خواستم چند بار کامنت بذارم که نشد! الانم ایراد جدید پرشین بلگ اینه که پست آخر شما رو تو صفحه اول وبلاگتون نمیاره! من هشتگ تصمیم رو زدم و این پست رو دیدم که مال تیر ماه 96 هستش! خیلی عجیبه!!

بهار

تو آرشیو زمانی هم خبری از تیر 96 نیست! شگفتا! خوش شانسی من بود تونستم این پستتون رو پیدا کنم.

حميد

سلام دوست عزيز وبلاگ خوبي دارين.پستهاي خوبي ميزاريد .خوشحال ميشم اگه نياز به درج اگهي داشتين به ساي من سر بزنيد kattibe.com

abc

سلام مرد امیدوار چقد خوب که دوباره نوشتی چند ماهی بود که ننوشته بودی و منم دلسرد شدم که دیگه نمینویسی ولی الان خیلی خوشحالم که دوباره نوشتی هر جا هستی موفق باشی راستی چرا یه کانال نمیزنی که مطالبو اونجا اپدیت کنی [خنثی] پیشنهادی که خودت سال پیش مطرح کردی ولی اصلا پیگیر نشدی [ناراحت] به هر حال من دوست دارم بازم بنویسی[لبخند]

شریف

با سلام انجام دادن وظایف روزانه زندگی در بلبشوی زندگی زمان حاضر و در جغرافیای حاضر و پوچ شدن شخصیت فردی در گیر و دار این اوضاع یک چیز هست و حس رضایت چیز دیگر..برای اکثریت عامه افراد زندگی انچنان امیدوار کننده نیست..نسخه هایی چون قورباغه ات رو قورت بده و پنیرم را جابجا کن و فرشم رو بشور الا اخر نسخه هایست پیچیده شده که طبیبشان مجعول حال هست و سیستم های شکل دهنده افکار عامه پشت سرشان است.. این فکر شاید به مذاق خیلی خوش نیاید و تئوری توطئه و این ها را انگ بزنند لیک تجربه های عینی زیسته شده در بطن زندگی مردم ثابت میکند که این تفکرات امیدوار کننده سیستماتیزه شده فقط یه انحراف هست برای کاهش و به صفر رساندن تقاضای مسئولیت از حاکمیت و حاکمان و از دیگر سو جهت ماست مالی کردن این حقیقت که برای تقسیم ثروت های انجام شده هیچ اعتراضی بر نیاید ..در ایران هم این نوع تفکر در جندین قالب کنالیزه شده و می شود..

شریف

در ضمن بعد کمی بازدید از وبلاگ به این نتیجه رسیدم که گویا روزیه شما از غیب می رسد که داد از امید می زنید..

بهار

بنویسید باز ...