فقط خودش

مادر من یه عادت خوبی داره و اون اینه که وقتی یه حرف یا جمله قشنگ می‌بینه یا می‌شنوه، زود یه‌جا یادداشت می‌کنه تا یادش نره...چند روز پیش که رفته بودم منزلشون گلدوناشون رو آب بدم، دیدم رو یه تیکه کاغذ نوشته: ای دنیا، اگر بنده من تو را خواست، او را بنده خود کن، اما اگر مرا خواست، تو بنده او شو...

یاد یه حرف یه دوست خوب سر نهارخوردن‌های اداره افتادم که از خانم عارفی تعریف می‌کرد که به همه‌چیز رسیده بود و وقتی ازش پرسیده بودن تو چکار کرده‌ای که به اینجا رسیده‌ای، گفته بود، خیلی خیلی ساده...من هر چی خواستم رو از خدا خواسته‌ام. حتی شخصی‌ترین نیازهای زندگیمو.

فکر می‌کنم حس خوبی داره وقتی آدم همه‌چیزش رو از خود خدا بخواد. همون لذت گفتگوی درونی با خدا یه دنیا می‌ارزه.

حتی فکرش هم یه حس بی‌نیازی و اقتدار و آرامش به آدم می‌ده.

SIP2007724

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

به نسیم عزیز (همه میگن، میسپاریم به خدا !!! واین تلاش درونی خود انسان رو کم میکنه) لزوما اینطور نیست چون خیلی وقتا هم سپردن به خدا باعث آرامش میشه .این که ما به بهانه خدا دست از تلاش و کوشش برداریم یا اینکه با تکیه به اون یه نیروی عظیم توی خودمون ایجاد کنیم اصولا به کاراکتر ما بستگی داره اگه ما خوشفکر نباشیم اگه تن پرور و راحت طلب باشیم این جمله شما شامل حالمون میشه چه خدا خدا بکنیم چه نکنیم. (ولی متاسفانه در ایران همیشه از اون به عنوان منشا همه چیز یاد میشه) البته بعد از آقای احمدی نژاد[چشمک]. (همین فشار حاکم که روی مردم هست در حال حاضر، اکثر مردم نشستن و فقط نگاه میکنن و میگن خدا جوابشونو میده) بهترین کار ممکن در حال حاضر همینه...فعلا زبان سرخ سر سبز می‌دهد بر باد .شکستن سکوت وقتی ارزشمنده که بسترش فراهم باشه و نتیجه مثبت داشته باشه. (مرد امیدوار عزیز خدا منم خدا شمایی خدا همین مردمن! خدا چیزی جدا از موجودات نیست خدا تو وجودشونه ...همه جز خداییم!) پس وقتی خدا خدا میکنیم داریم خودمونو صدا میکنیم .خودی که توی زندگیش منشا اکثر اتفاقاتی که براش میفته.

نسیم

مریم عزیز، حرف تو سر سیردگی به خدا نیست خود من هم اینکارو میکنم ولی این همه بیان کردن ارزش کار رو کم میکنه...همه یه جورایی میخوان ببالن که خدا بهشون توجه خاص داره ...دعا کردن و ارتباط با خدا یه چیز کاملا درونی هست. همونطور که برداشت و حس خداوند یه چیز درونی هست...در مورد فشار حاکم هم متاسفانه حرف اکثر مردم مثل شما بوده که شرایط این شده...اگه همه با هم اعتراض کنن کی میخواد جلوی همه رو بگیره!!! ولی این عادت ما ایرانیها در کل تاریخ بوده...بیشتر مثل حزب باد...ولی خدارو شکر با اینکه من اونجا نیستم ولی هر روز خبرها رو دنبال میکنم که هنوز خیلی ها هستن که حرف دلشونو میزنن...این انسانها همیشه قابل تحسین هستن...در ضمن شما هم اگه مثل من مجبور میشدی به خاطر کارت چند جامعه غیر از ایران رو تجربه کنی میدیدی خیلی ها با اینکه مسلمان!!!! نیستن ، از ماایرانیها بهتر خدارو درک کردن و بهش اعتقاد دارن...من هنوزم رو هرفم هستم که خدا برای اکثر ما ایرانیها فقط حالت نمادین داره!

مهربانو

همینه که میگی .. ولی چرا این حرفا برای من تاریخ مصرف داره .. چرا یهو یادم میره و کمی ناامید میشم .. کاش واکسن داشت هی یاداوری میزدم .. هرچند که پستای تو عین همون واکسن عمل میکنه ... بخاطر شلوغی های این چند روزم پست قبلتو نخونده بودم .. الان اون جمله قرمزو خوندم و نمیدونی چه رامشی گرفتم .. شاید خیلی موقع ها بخدا میگم .. چرا یه ذره شادی من باید از دماغم در بیاد؟یعنی موضوع توازن و این حرفاست؟ چرا انقدر شاهین ترازوی من حساسه .. فوری باید ضد حاله بیاد؟؟[ناراحت][قهر] [لبخند][گل]

عمو پولدار

خدا به پیامبرش موسی میفرماید :"حتی نمک سرسفره ات را از من بخواه" ولی بعضی ها که خدا را مثل یک رییس میپرستند معتقدا" که هرچیز کوچکی را نباید ازخداخواست.فقط چیزهای بزرگ را باید خواست ولی بقول فیلم راز این بزرگ و کوچکی را ما منظور میکنیم درصورتی که برای کاینات هیچ فرقی و مشکلی بین انجام امور وجودندارد. همان "کن فیکون" است. افرینش انسان و مورچه و زنبور و دیگر مخلوقات یکسان است و با یک امر است.

حدیث

باز کن پنجره را و به مهتاب بگو صفحه ی ذهن کبوتر آبی ست خواب گل مهتابی ست ای نهایت در تو ابدیت در تو ای همیشه با من تا همیشه بودن باز کن چشمت را تا که گل باز شود قصه ی زندگی آغاز شود تا که از پنجره ی چشمانت عشق اغاز شود، تا دلم باز شود دلم ینجا تنگ است دلم اینجا سرد است فصلها بی معنی اسمون بی رنگ است سرد سرد است اینجا باز کن پنجره را باز کن چشمت را گرم کن جان مرا باز کن پنجره را...

یسنا

سلام[گل] یارب نظر تو برنگردد برگشتن روزگار سهل است [قلب][قلب]

ستایش

سلام آقای امیدوار! حالتون خوبه؟ دلم براتون تنگ شده بود. بازم از خوندن وبلاگتون انرزی گرفتم. منم مدتی هست که به این نتیجه رسیده م که همه چیز رو باید از خدا خواست. همه ی همه ی رو! موفق و شاد باشید!

مریم

نسیم جان شما از کجا اینقدر مطمئنی من جامعه غیر ایرانی رو تجربه نکردم؟

human being

مادری که هم به گلدان ها آب می دهد هم به ذهن ها...