چی می‌خوای از زندگی؟

گاهی با خودم فکر می‌کنم واقعا "اینکه ما درست و حسابی هنوز نمی‌دونیم از زندگی چی می‌خواهیم "خیلی عجیب و حیرت‌زاست!!

خود من با این‌همه سال چرخ زدن توی این فضاهای خودشناسی، هفته قبل وقتی با یه پرسشنامه نگارش دقیق اهداف مواجه شدم دیدم هنوز درست نمی‌دونم چی می‌خوام!

باعث خجالت بود!

پیشرفت شغلی، رفاه مادی، آدم بودن، سلامتی، عاقبت به خیری...اینا رو هممون کم و بیش می‌دونیم که ته دلمون می‌خواد، اما دقیقا چه می‌خواهیم رو نه!

می‌خوام از اون بخش تعیین دقیق اهداف و تعیین زمان و نگارش جملات تاکیدی و ... بگذرم. هممون اونا رو خوب می‌دونیم. اما یه چیزی به نظر من خیلی مهم‌تره. این‌که اگه هدفمون رو دقیق مشخص کنیم، اونوقت باید خودمون رو مجبور کنیم حداکثر زمان و توانمون رو برای رسیدن به اون هدف بذاریم. این خیلی مهمه. خیلی.

یعنی چی؟ یعنی این‌که اگه هدف من واقعا و واقعا و واقعا مثلا بهترین شدن در حوزه کاری‌ام هست، باید صبح کله سحر با فکر بهبود حوزه کاری‌ام از خواب بلند بشم، توی راه، آدما و جاهایی که می‌بینم رو با اون موضوع پیوند بدم، روزنامه و رادیو و تلویزیون رو صرفا در راستای افزایش کارآمدیم توی اون حوزه خاص استفاده کنم، مثل خوره مطالب جدید حوزه کاریم رو مطالعه کنم، سمینارهاش رو از دست ندم، آدمهای مهمش رو بشناسم و باهاشون ارتباط برقرار کنم، بنویسم، بخونم، و هزارتا کار دیگه، اما ...متمرکز بر هدفم.

یا مثلا می‌خوام زبانم خوب بشه. حجم فارسی خوندن (که برام راحت‌تره) رو به شدت کم کنم، کانالهای انگلیسی زبان رو بیشتر ببینم، سایت‌هایی که می‌خونم بیشتر انگلیسی باشه، یادداشت‌های بیشتری بردارم، کلاس شرکت کنم و هزارتا چیز دیگه.

و شما می تونین این فهرست رو تا  بی‌نهایت ادامه بدین.

یادمون نره. از ته دل خواستنه که آدم رو به هدف می‌رسونه. و این از ته دل خواستن با زندگی معمولی و روزمره و گذران آرام شب و روز خیلی فرق داره. اونم خوبه، اما برای هدفهایی به همون اندازه. اما اگه واقعا دلمون تغییر می‌خواد باید براش وقت و جون هم بذاریم.

بله.

/ 6 نظر / 105 بازدید
ارکیده

منم میخام.....ولی

بهاردخت

به نظرم در كنار خواستن از ته دل! باور داشتن به خود هم خيلي مهمه !! اينكه باور كني ميتوني و از پسش بر مياي! با وجود همه گندهايي كه زدي....

اركيده

اگرم جون گذاشتی و آخرش هیچی،حداقل میدونی که برای هدفت تلاش کردی.

بیتا

بله.واین وقت و جون گذاشتن چیزیه که تو کتابای موفقیت معمولا کمتر روش کار می شه.

کیوان

من مدت زمان درازی هست ک دارم میگردم ببینم چی میخوام ولی هنوز متوجه نشدم و دارم زمانو از دست میدم واقعأ متحیر شدم ک چی میخوام؟

سمیرا

سلام.وقت همگی بخیر.خیلی دست نوشته هاتون قشنگه.من فکر می کنم که اگر هر کسی بیشتر با ناخودآگاهش در ارتباط باشه اون وقت خیلی سریع تر می تونه بفهمه که از خودش, از زندگی و در نهایت از خداش چی می خواد. در ضمن من یه راهی رو تجربه کردم که خیلی برام جالب بود و دلم می خواد که به شما هم بگم.بیایم سعی کنیم که بیشتر حواسمون به لحظه لحظه ی زندگیمون باشه.به کار های روز مره ی زندگیمون بیشتر دقت کنیم.اون وقت همه چیز خیلی بیشتر برامون لذت بخش میشه. در پناه حق