دگرکونی‌های کوچک و بزرگ

گاهی زندگی صرفا با یک دگرگونی کوچک، خوب‌تر می‌شود. خریدن یک چیز کوچک برای خودمان، پایان بردن یک کار نیمه‌تمام، تغییر در دکوراسیون یک اتاق، لذت بردن از یه چای معمولی، یک مسافرت کوچک و صدها و صدها از این کوچک‌های دوست‌داشتنی و کارآمد، همه از مثال‌های این تحولات لازم کوچک هستن.

اما گاهی زندگی نیاز به تحولی اساسی دارد. فهمیده‌ایم که صرفا یه‌کم بهتر کار کردن یا یه‌کم درآمد بهتر داشتن راضیمان نمی‌کند؛ احساس کرده‌ایم خلق و خویمان نیاز به یک تغییر اساسی دارد؛ فهمیده‌ایم که یک تغییر کلی در شیوه رفتارمان با محیط اطراف مورد نیاز است؛ درک کرده‌ایم که نیاز داریم در رشته و حوزه کاریمان یه آدم شاخص و برجسته تبدیل بشیم؛ حس می‌کنیم دیگه با این زندگی معمولی و آرام و ساکت و بی‌دردسر و با قناعت نمی‌تونیم کنار بیاییم و صدها طرح و تحول دیگه...

اینجور وقت‌ها، یه همت عالی لازمه. یه تعهد ویژه و یه قول درست و حسابی به خودمون. یه تکرار مداوم در جدید و متفاوت فکر کردن و یه‌شکل دیگه عمل‌کردن.

اما همه اینا زمانی خیلی خوبتر و روانتر درست می‌شه که از ته ته دل یه چیزی رو بخواهیم. نه با تلقین یا تشویق یا تکرار مدام یه‌سری عبارت تاکیدی. همونجور که دعا کردن و از خدا خواستن، زمین تا آسمون زمانی که کاملا درمونده‌ایم با زمانی که هینجوری از خدا درخواست می‌کنیم فرق می‌کنه؛ خواستن یه چیز از خدا و متعهد شدن به خواسته‌امان و پیگیری اون هم یه اراده و خواست و آرزوی عمیق می‌خواد.

همینه که شاعر می‌گه ...چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد

/ 5 نظر / 26 بازدید
ارکیده

موافق نیستم.با قسمت خواستنش...ببخشید. فقط میتونم از یک لیوان چایی که فقط برای خودم درست کردم لذت ببرم.به اندازه چند دقیقه.و همین برام عالیه.ولی برای بقیه چیزها....حداقل در مورد من صدق نمیکند.متاسفم.

نیلوفر

گاهی برای دیدن و شنیدین و حس کردن چیزهایی باید برخیزیم و جایگاهمان را در جهان عوض کنیم.. اگر هر از گاهی دگرگونی های کوچک و بزرگ نباشد می مانیم و می گندیم.. کوری به ما روی می آورد بینش در حرکت است..

فاطمه

حالا اگه اون ویژگی اخلاقی بد که نیاز به دگرگونی داره همین باشه که آدم بی همتی باشی چی؟ کلا در هر چیز بی همت و سست ! اینو باید چیکار کرد؟!!! ممنون میشم راهنمایی کنید

فریبا

من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک