یادمه اوایل جوونی یهروز پای منبر همین حاج آقای طباطبایی دوست داشتنی که لهجه مشهدی دارن و تو تلویزیون زیاد نشونشون میدن یه حرفی رو از ایشون شنیدم که خیلی برام جالب بود. اینکه ایرانیهای باستان آدمهایی که تو چندتا کار وارد بودند و به تعبیر ایشون ذوالفنون بودن رو نفرین شده میدونستن و بزرگی و بلندمرتبگی رو از آنِ آدمایی میدونستن که یه حرفه داشتن. بحث آقای طباطبایی در مورد این بود که آدم بایست سعی کنه حرفهای رو یاد بگیره و توی اون قوی بشه تا بتونه گلیم خودش رو از آب بیرون بکشه.
سالها گذشت و این برای من یه معما بود که آیا واقعا ایرانیهای باستان اینو گفتهاند؟ چند وقت پیش داشتم یکی از کتابهای دوران لیسانس رو تورق میکردم تا یادآوری بشه، دیدم:
در اندیشه ایرانی، ذیفنون بودن به معنای کار را دستکم گرفتن و نوعی ناشکری است. در اوستا کتاب مقدس زرتشتیان، یسنای یازدهم، پاره ششم تعبیری آمده که شکل نفرین دارد:
اندر خانهاش دینیار، رزمیار و برزیگر زائیده نشوند، بلکه در آن ویرانگران، نادانان و همهکارگان زائیده شوند.
ظاهرا از زمان جمشید در ایران باستان نوعی تقسیم کار اجتماعی ایجاد شده و آریاییها معنقد بودهاند که هرکس برای مقام خاصی ساخته شده و اگر در همون مقام قرار بگیره در آن کار رشد کامل خواهد کرد.
همه اینا رو نوشتم برا اینکه یه جمله برانگیزاننده رو که چند وقته کپی کردهام و گذاشتهام زیر میز کارم، اینجا بنویسم. جملهای که برا من یادآور این تفکره که هرچند تو دوره و زمونه الان باید خیلی کارا بلد باشی اما حرفهای بودن تو حداقل یکی از اونا هم لازمه و هم واجب. تازه باعث میشه نفرین ایرانیان باستان هم نگیرتمون!
!Be Good at something, It Makes You Valuable