...ما وجود نداریم مگر وقتی کسی باشد که بتواند ببیند ما وجود داریم. در میان دوستان بودن یعنی همواره هویت خود را تایید کردن؛ دانش و مراقبت و علاقه آنها به ما این قدرت را میدهد که از رخوت و کرخی بیرون برویم. در صحبتهای معمولی, بسیاری از آنها با ما شوخی میکنند و نشان میدهند که ضعفهای ما را میشناسند و آنها را میپذیرند و بنا براین به نوبه خود میپذیرند که ما در دنیا جایی داریم.
راستش من تا بحال اینگونه به معنا و مفهوم دوستی توجه نکرده بودم...
گاهی هیچ چیز مثل یک کتاب خوب آدمو تطمیع نمیکنه. چند وقته به دلیلی مجبور شدهام یهکم اوقاتم رو بیشتر با کتاب بگذرونم و به نظرم این کتاب تسلیبخشیهای فلسفه نوشته آلن دوباتن و ترجمه عرفان ثابتی و نشر ققنوس از اون کتابائیه که دلت نمیخواد تمومش کنی. اومده دیدگاههای ۶ فیلسوف بزرگ رو درباره ۶ تا مشکل بزرگ که ماها الان باهاش روبروایم تدوین کرده و با نثر دلنشین و خودمونی نوشته. تو این کتاب سقراط برایمان از چگونگیه مواجهه با عدم محبوبیت , اپیکور از روش مواجهه با کم پولی, نیچه از چگونگیه برخورد با سختیها و ... صحبت میکنند و نویسنده با توانایی این حرفها را به مشکل کنونی دل و ذهن ما ربط میده... این کتاب رو از دستش ندین. پاراگراف اول هم از همین کتابه. زمانی که اپیکور تلاش میکنه لذات واقعی تو زندگی رو به ما بشناسونه.
حالا که صحبت از کتاب شد دلم میخواد همینجا از یه کار خیلی خیلی زیبا نام ببرم. سه تا دوست خوب که با همت عالی خودشون دارن یه کار خیلی خیلی قشنگ میکنن. اینجا میتونین این کار قشنگ رو ببینین و اینجا هم معنای زیبای همراهی و هماهنگی رو. با تموم وجود آرزو دارم تو کارشون موفق بشن. خصوصا اون رئیس ناز کتابخونه.