یه مرد امیدوار
آرشیو وبلاگ
 
نویسنده: یه مرد امیدوار - یکشنبه ٦ فروردین ۱۳۸٥

خودمان را تازه کنيم

يادمون باشه...سال ۸۴ و ۸۳ و ۸۲ و هرچه قبل از اونا بوده، با تمام اتفاقای تلخ و شيرينشون برای رسوندن ما به اين نقطه بوده. يه جايی تو سال ۱۳۸۵ . تو زندگی هيچ راه ميان‌بری وجود نداره. بايد ياد بگيريم که هرچی بر سر ما اومده برا پخته‌تر شدنمون بوده. برا پوست انداختن . برا عميق‌تر شدن.

حالا ما يه سال جديد داريم روبرومون. هيچ‌ کسی نمی‌تونه به ما بگه يا مجبورمون کنه که اونو به يه شکل خاصی بگذرونيم. ساعتا و روزا و ماه‌ها و همه‌اش مال خودمونه. خود خودمون. اغلب ماها کلی تجربه به دست آورده‌ايم. حالا يه قطعه گل جديد گذاشته‌اند رو چرخ کوزه‌گريمون. مهم نيست که شايد کوزه سال هشتاد و چهارمون خوب از آب در نيومده. اين يه گل جديده. تميز تميز و بکر. می‌شه دوباره شروع کرد. بدون وابستگی به خاطرات ناخوشايند قبل‌ترها.

الان، امروز و امسال.. همه نو هستند. دست نخورده دست نخورده... بياييم کشيدن يه نقش خوب و تازه و از همه مهم‌تر ابتکاری رو شروع کنيم. اگه می‌بينيم الان يا امروز حوصله‌اش رو نداريم، ايرادی نداره. بريم يه گشتی بزنيم، يه فنجون چای داغ بنوشيم، يه خستگی در بکنيم، با يکی گپ بزنيم... بعد که سر حال تر شديم، بوم رو بذاريم روبرومون و شروع کنيم ...

شروع با اعتماد به نفس خيلی چيز خوبيه...

کدهای اضافی کاربر :


MeLoDiC