یه مرد امیدوار
آرشیو وبلاگ
 
نویسنده: یه مرد امیدوار - شنبه ٢٦ آذر ۱۳۸٤

گفت : كسي دوستم ندارد.

 میداني چقدر سخت است اين كه كسي دوستت نداشته باشد؟

تو براي دوست داشتن بود كه جهان را ساختي.

حتي تو هم بدون دوست داشتن... !

خدا هيچ نگفت.

گفت : به پاهايم نگاه كن! ببين چقدر چندش آور است.

چشم ها را آزار مي دهم. دنيا را كثيف مي كنم.

آدم هايت از من ميترسند. مرا ميكشند براي اينكه زشتم.

زشتي جرم من است.

خدا هيچ نگفت.

گفت : اين دنيا فقط مال قشنگ هاست.مال گل ها و پروانه ها

مال قاصدك ها مال من نيست.

خدا گفت : چرا مال تو هم هست.

دوست داشتن يك گل دوست داشتن يك پروانه يا قاصدك

كار چندان سختي نيست. اما دوست داشتن يك سوسك

دوست داشتن تو كاري دشوار است.

دوست داشتن كاري است آموختني؛ و همه رنج آموختن را نمي برند.

ببخش كسي را كه تو را دوست ندارد.زيرا كه هنوز مؤمن نيست.

زيرا كه هنوز دوست داشتن را نياموخته. او ابتداي راه است.

مؤمن دوست دارد. همه را دوست دارد.زيرا همه از من است.

و من زيبايم. من زيبائيم چشم هاي مؤمن جز زيبا نميبيند.

زشتي در چشم هاست. در اين دايره هرچه كه هستنيكوست.

آن كه بين آفريده هاي من خط كشيد شيطان بود.

شيطان مسئول فاصله هاست.

حالا قشنگ كوچكم! نزديكتر بيا و غمگين نباش.

 

قشنگ كوچك حرفي نزد و ديگر هيچگاه نينديشيد كه نازيباست.

اين يه مطلب بود که نمی‌دونم چند وقت پيش تو کدوم وبلاگ به چشمم خورد. بهم چسبيد. نوع حرف زدن خدا با اين سوسک، تاييديه بر خيلی از چيزايی که بهش اعتقاد دارم و به اميد خدا اعتقاد خواهم داشت. اين‌که بايد از خودمون شروع کنيم. اين‌که اميد داشتن به بهتر شدن و بهتر بودن، هيچ ربطی به وضعيت سياسی و مشکلات خانوادگی و شکست‌های عشقی و بی‌وفايی‌ها و مشکلات مالی و هزار تا بهانه ديگه نداره. من منکر وجود مشکلات نيستم. ولی می‌گم اگه هرکدوم از ما بعد از يه واقعه که کل احساسمون رو به هم ريخته، پا نشيم و گرد و خاکمون رو نتکونيم و دوباره راه نيفتيم، مقصر فقط و فقط و فقط خودمونيم و بس!

کدهای اضافی کاربر :


MeLoDiC