یه مرد امیدوار
آرشیو وبلاگ
نویسنده: یه مرد امیدوار - سه‌شنبه ٢٦ دی ۱۳٩۱

هر وقت به فراموشی فکر می‌کنم، غیر از ترس ناخودآگاه موجود در وجودمان برای سال‌های پیری و آلزایمر، بیشتر یاد فراموش کردن و گذشت کردن و دیگر بهش فکر نکن و از اینجور عبارات می‌افتم.

اما چند روز پیش به مفهوم خیلی باحالی از فراموشی رسیدم. همیشه فکر می‌کردم وقتی از خدا برکت می‌خواهی، گاهی با ازدیاد مال و ... جوابتو می‌ده، گاهی با کم‌تر خرج شدن زندگی، مثلا می‌بینی یه مدت زمان زیادیه مثلا مریض نشده‌ای، یا ماشینت خراب نشده، یا فلان تاسیسات خونه اشکالی پیدا نکرده، یا خیلی مثال‌های دیگه.

امروز فهمیدم بعد سوم برکت می‌تونه فراموشی باشه! یه سال بود فکر می‌کردم برای یه موضوعی که پول جمع کرده‌بودم، فلان قدره، چند روز پیش رفتم سراغش دیدم نه بابا یک و نیم برابره و من فراموش کرده بودم.

از خود راضی

دیدین چقدر کیف می‌ده توی جیبهای لباسهایی که خیلی وقته نپوشیده‌اید یا مثلا لای کتابی، پول پیدا میکنیم چقدر می‌چسبه؟ 

کدهای اضافی کاربر :

MeLoDiC