یه مرد امیدوار
آرشیو وبلاگ
نویسنده: یه مرد امیدوار - شنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩۱

جایی جلسه‌ای بودم. مدیر سابق و فعلی یه موسسه‌ای با هم اونجا حضور داشتن. وقتی مدیر جدید شروع کرد به دادن آمار از کارهایی که توی یه‌سالی که اومده انجام داده، می‌دیدم که همه متعجب شده‌اند. زیرچشمی به مدیر سابق نگاه می‌انداختم ...

با خودم می‌گم اگه من که فکر می‌کنم مدیر بدی نیستم، یه روز توی این موقعیت قرار بگیرم، چه می‌کنم؟ اگه یه مدیر جدید بیاد و بعد ببینم کارهایی که من فکر می‌کنم دارم خوب انجامشون می‌دم رو با ابتکار و خوش‌فکری خیلی خیلی بهتر انجام بده، من باید چه حالی داشته باشم؟ (هرچند غالبا ماها اینجور مواقع کم نمی‌آریم و یه جورایی خودمون رو توجیه می‌کنیم اما راست خداییش چی؟)

...

نشسته‌ام و توی بخش یادآوری موبایلم یه یادداشت گذاشته‌ام. هر دو هفته یه‌بار یه زنگ آلارم کوتاه بهم یادآوری می‌کنه خودمو جای یه رقیب بذارم و به خودم و محل کارم و وظایفم نگاهی بندازم و ببینم کجاها رو می‌تونم بهبود بدم. اینجوری بهتره.

کدهای اضافی کاربر :


MeLoDiC