حدود يک و نيم سال از آخرين باری که وبلاگم رو به روز کردم ميگذره!! خيلی جای شرمندگی داره مگه نه؟ البته اين کار چند تا دليل داشت. يکی اينکه من سرم خيلی شلوغ شده (کار و درس و زندگی) که میدونم اين مشکل همه هست و لذا نمیتوان آن را توجيه خوبی دانست. دوميش اين که يکی از همکارای تند و تيزم يک بار که سر نهار صحبت وبلاگ و ... بود از دهنش پريد که خبلی راحت میتونه بفهمه فرضا من صاحب وبلاگ هستم يا خير، که اين هم خيلی حال منو گرفت! چون اصلا نمیخواهم زندگی شخصیام رو با زندگی حرفهايم قاطی کنم. و آخريش هم اندکی بیهمتی و...
به هرحال الان تلاش کردهام از همه اين ها توبه کنم و بر گردم مثل يه مرد اميدوار شروع دوباره ای برای نوشتن داشته باشم. شکر خدا اوضاع زندگی از اون يک و نيم سال قبل خيلی بهتره و من احساس میکنم به شکلی تدريجی توانستهام بسياری از ناشناخته های زندگی زناشويی رو کشف کنم و تحت مديريت قرار دهم. البته اين را هم با تمام وجود درک کردهام که بهترين شيوه برای بهبود زندگي، بهبود خود و تغيير مثبت خود است. به همين خاطر تلاش میکنم در اين جا از اين به بعد شيوه هايی را که خودم امتحانشان کرده ام و فهميده ام که برای يک انسان ـ آن هم از نوع ايرانی اش ـ قابل قبول و مهمتر از آن ، قابل اجراست برای شما بنويسم. میدانم هميشه در اينگونه مواقع خيلی ها به ذهنشان میآيد که بابا اين هم دلش خوش است و با اين همه مشکل و ... مگه می توان مثبت فکر کرد و ... ولی باور کنيد میشود. تو همين ايران پر از مشکل و اين تهرون آلوده و ميان اين همه انسان مشکل دار هم می شود. من سعيم را میکنم. شما هم با من باشيد و همراهم.