یه مرد امیدوار
آرشیو وبلاگ
نویسنده: یه مرد امیدوار - دوشنبه ٧ فروردین ۱۳٩۱

توی زندگی روزمره، توی محل کار و خونه، یکی از راحت‌ترین و ساده‌ترین راه‌ها، رفع مسئولیت و مقصر دانستن دیگرانه. خیلی اوقات هم درسته. چون واقعا دیگران مقصرن. رییس، همکار، همسر گاهی کارهایی می‌کنن که از نگاه ما واقعا غیرعقلانیه.

در مقابله با این وضعیت اغلب آدما تصمیم می‌گیرن که صرفا بازگو کننده مشکلات باشن. تبدیل می‌شن به بلندگو و مفسر مشکلات. با خودشون هم فکر می‌کنن دارن به شرکت، محیط خانه یا ... کمک می‌کنن. اما این فقط ساده‌ترین کار و راحت‌ترین کاره. در مقابل بعضی آدما تصمیم می‌گیرن «عامل» باشن. اونا هم مشکلات رو می‌بینن و خیلی جاها بهشون اجحاف هم می‌شه اما در مقابله با این مسائل، تمرکزشون رو می‌ذارن اول روی بهبود خودشون، بعد روی یافتن راه حل نه مشکل، بعد هم فرضا توی محیط کار تلاش می‌کنن نیازهای نهفته رییس رو پیدا کنن و بدون انتظار پاداش سریع، اونا رو جواب بدن. یعنی می‌شن بخشی از نیروی پیشروی شرکت. اینا کارمندن اما در حقیقت همراه رییسند.

بقول استفان کاوی، اینگونه افراد آگاهانه تصمیم می‌گیرند نور باشند نه داور، الگو باشن نه منتقد. این آدما تصمیم می‌گیرن از آزادی اندک خوشون هر روز استفاده کنن تا اوضاع رو بهبود بدن و به همین خاطر اون آزادی اندک روز به روز گسترده‌تر می‌شه. اما آدمایی که از این آزادی حتی اندکشون کمک نمی‌گیرن، یواش یواش به جایی می‌رسن که می‌بینن فقط دارن نفس می‌کشن.

...

اول ساله و بهترین موقعیت برا پیمان بستن با خودمون برا بهتر شدن و پیشرفت کردن. هدفی برا خودمون تعیین کنیم، حتی تعهدی خیلی کوچیک، و تلاش کنیم بهش پایبند بمونیم. اگه بتونیم از این تعهد تخلف نورزیم، و بر سر پیمانمون بایستیم، به تدریج احساس حرمتی عظیم خواهیم کرد. به قول همین آقای کاوی با این‌کار می‌تونیم به منزلتی درونی دست پیدا کنیم که به ما معرفت خویشتن‌داری، شهامت و نیرو می‌ده و به تدریج حرمت ما نزد خودمون از حال و احوالمون بیشتر می‌شه.

این خیلی حس خوبیه.

کدهای اضافی کاربر :


MeLoDiC