میگن برا اینکه حواست سر نماز به خدا باشه، نمیتونی یهدفعه بعد الله اکبر اول نماز حواستو جمع کنی و حضور داشته باشی. باید از قبل از نماز، فرضا زمان وضو گرفتن حواستو جمع کنی، تمرکز کنی، ذهنتو از حرفهای پخش و پلا بکشی کنار و آرومش کنی، حواستو جمع کنی به آبی که روی دستهات میریزی، صورتتو باهاش میشوری و با خدا اون موقع حرفهای خودمونی بزنی...اینجوری وقتی وایمیسی برای نماز، یهکم آروم شدهای و احتمال حضور قلبت بیشتره...البته با تمرین بهتر هم میشه. خصوصا با مداومت.
برا خوابیدن هم میگن، قبلنا که تلویزیون و ماهواره نبود، آدما آروم آروم پا میشدن و آماده میشدن برا خواب. یعنی کارهایی مثل دستشویی رفتن و مسواک زدن و لباس عوض کردن و رختخواب پهن کردن همه در یک فضای آرام و ساکت انجام میشد. اینجوری ناخودآگاه بدن آروم میگرفت و درستتر و قشنگتر میخوابید.
...
یادمون نره خیلی از کارا برا اینکه درست انجام بشن باید قبلش تمرکز کرد، آروم شد و حواس و انرژی رو کاملا به اون معطوف کرد. بعضی قوانین طبیعت استثنا نداره و باید همونجوری بهشون عمل کرد. اینکه وبلاگ بخونیم و چایی هم بخوریم و با تلفن هم حرف بزنیم نباید بعدش تعجب کنیم که خیلی وقته مزه چایی رو یادمون رفته، یا یادمون نیست پریروز تو فلان وبلاگ چی خوندیم و یا اینکه با فلانی راجع به چی حرف زدیم.
همین هم برا حرف زدنمون با خدا صادقه، همینهم برا درد دل کردن با اون و همین هم برا حس کردن نعمت زنده بودنمون و این روزهایی که دارن میگذرن و ما فکر میکنیم روزهای بعد بهترن
باید بعضی وقتا به خودمون زیر لب بگیم...آروم...آروم...آرومتر