یه مرد امیدوار
آرشیو وبلاگ
نویسنده: یه مرد امیدوار - سه‌شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٩

فرق ما با آدم‌های دیوانه که در خیابان با خود حرف میزنند این است که آنها بلندبلند با خود سخن می‌گویند و ما آهسته و یواشکی.

این صدا در سرِ تو تفسیر می‌کند، نظریه می‌دهد، قضاوت می‌کند، مقایسه می‌کند، شکایت می‌کند، خوشش می‌آید، بدش می‌آید و غیره. این صدا الزاما به وضعیتی که تو اکنون در آن به سر می‌بری مربوط نمی‌شود ممکن است این صدا زنده شدن خاطرات نزدیک یا دور گذشته و یا مرور کردن و خیالورزی درباره وضعیت‌های ممکن آینده باشد. اما...این صدا همانند یک تومور، انرژی حیاتی تو را می‌مکد...

رهایی از ذهن تنها رهایی حقیقی زندگی است.

گام نخست را همین حالا بردار. شروع کن به گوش دادن به صدایی که در سرِ توست...فقط گوش کن. هنگام گوش دادن بی‌طرف باش. قضاوت نکن. قضاوت و سرزنش تو به آن معناست که صدا دوباره از در پشتی وارد شده است. بزودی متوجه می‌شوی که صدایی «آنجاست» و «من» اینجایم و دارم به ان گوش می‌دهم...حس این حضور باعث می‌شود فکر، سلطه خود را بر تو از دست بدهد و به سرعت رنگ بازد، زیرا تو دیگر ذهن را با توهم یگانگی با ان تغذیه نمی‌کنی...

نیروی حال، اثر اکهارت تول، ترجمه مسیحا برزگر

 

کدهای اضافی کاربر :


MeLoDiC