یه مرد امیدوار
آرشیو وبلاگ
نویسنده: یه مرد امیدوار - دوشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٩

کمی هم فلسفه و نگرش وطنی

برای رسیدن به اوج، از من بال و پر جادو نخواه.

هیچ‌چیز همچون اراده به پرواز، پریدن را آسان نمی‌کند...

نه کیمیاگری وجود دارد، نه پری قصه‌هایی، نه ساحر پیری، و نه درویشی که راه رسیدن به سرزمین خوشبختی و قصر بلورین رویا‌ها را به تو نشان دهد. همین‌قدر که عطر نعنا، مهربانی چند شاخه گل، کمی ایمان، کمی روی خوش، دستمال‌های زبر سفید و چند دانه تخم مرغ محلی وجود داشته باشد، کافیست.

دیدی که در خط ممکنات حرکت کردیم. یک کاسه لب‌پَر را دور انداختیم، جای یک پرده نقاشی را با پرده‌ای دیگر عوض کردیم، یک گلدان سفال را برق انداختیم، خاک را از لب درگاهیِ دستشویی رُفتیم، احوال هم را خالصانه پرسیدیم، به دیدار دوستی رفتیم، فرزندان مردی را که در راه وطن کشته شده بود کمی خنداندیم، به قدر احتیاجمان کار کردیم، چیزهایی یاد گرفتیم و یاد دادیم و شب، بی اضطراب و دغدغه خوابیدیم...

یک عاشقانه آرام...نادر ابراهیمی

کدهای اضافی کاربر :

MeLoDiC