گاهی سرکی میکشی و میروی
و من میمانم
با یه عالم حس خوب
شاکر میشوم؛ لبخند میزنم؛ همه را بیشتر حس میکنم؛ شفاف میشوم و آخر هم...
آرام.
آنگاه باز یادم میآید
که تو
همیشه وقت سرک کشیدن به زندگی من
لبخند به لب داشتهای...
آبان 86...پشت کامپیوتر، همین وبلاگ