توی فیلم شکست ناپذیر ساخته کلینت ایستوود، ماندلا یه جملهای میگه به رئیس محافظانش که سیاه پوسته و ناراحته از اینکه چندتا سفیدپوست از تیم قبلی موندهاند تو تیم جدید و معتقده چون اونا میخواستن تا دیروز ماهارو بکشن، حالا همشون رو باید اخراج کرد.
ماندلا میگه: میدانم. «بخشش» از همینجا آغاز میشود. بخشیدن روح را آزاد و رها و ترس را پاک میکند. برای همین بخشش سلاح قویای است.
بعدها تیم محافظای ماندلا نماد عملی و عینی اعتقاد او به لزوم زیستن مسالمتآمیز آدمها از در کنار هم بحساب میآد.
...
بخشش واقعا و واقعا کار سختیه. یه کتابی میخوندم به نام ماندم تا روایت کنم از اماکولی ایلیباگیزا یه بازمانده از نسلکشیهای رواندا که مجبور شده بود از ترس جونش سه ماه تموم تو یه حموم دو متری با هفت نفر دیگه وایسه و تکون نخوره تا کسی نتونه پیداشون کنه. تو این سه ماه مادر و پدر و برادراش رو کشته بود. بعد که جنگ و درگیری تموم شده بود آمده بود و قاتل خانوادهاش رو بخشیده بود و میگفت: دیگه خونریزی بیشتر بسه.
بعضی کارا به حرف ساده است اما وقتی نمیتونی حتی از یه سبقت بیجا که ازت گرفتهاند بگذری و پاتو میذاری رو گاز که بهش برسی و با یه حرکت فرمون حال طرف رو بگیری و بعد خیالت راحت بشه...وقتی سالها تو دلت میمونه که دوستت یا همکارت اون روز چه حرفی زد و یا چیکار کرد...وقتی قباله کهنههای زندگی رو با یه دعوای ساده سریع میریزی بیرون و مثلا خودتو خالی میکنی...اونوقت میفهمی بخشش واقعی مرد میخواد.
حتما به همین خاطره که اثرش تو رسوندن آدما به سطح بالایی از معنویت، معجزه آساست.