یه مرد امیدوار
آرشیو وبلاگ
نویسنده: یه مرد امیدوار - چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸۸

جالب می‌شه اگه بتونیم هر چند وقت به چند وقت از خودمون فاصله بگیریم و یه نگاهی به اون آدم نگران درونمون بندازیم. کسی که گوشت و پوستش از دلهره‌ها و نگرانی‌های حوادث آینده و اما و اگرهایی که هنوز رخ نداده‌آند ساخته شده. کسی که باعث شده جوری ما بهش وابسته بشیم که اگه دو سه ساعت بدون اون زندگی کنیم احساس شدید گناه بهمون دست بده. حتی یه‌کاری کرده بعضی از ماها به شکلی ناخودآگاه احساس می‌کنیم هرچه به اون چیزایی که دلمون نمی‌خواد رخ بده، فکر کنیم، کمتر سرمون می‌آد...

چند روز قبل نشستم و یه صفحه و نیم نوشتم از نگرانی‌هایی که دارم، از دلهره‌های همان روز و دلهره‌های سالها بعد... الان با خودم فکر می‌کنم چقدر خوبه کاری کنیم تا ترس‌ها و نگرانی‌هامون از سایه به در بیان و با ما چشم تو چشم بشن.

این انرژی‌خورهای عظیم زندگیمونو نباید دست‌کم گرفت.

کدهای اضافی کاربر :


MeLoDiC