
تو جزو کدوم دسته از آدمای جویای موفقیت هستی؟ تو موفقیت و آرامش و راحتی رو تو چی میبینی؟ داشتن بیشتر یا داشتن کمتر؟ خواستن بیشتر یا خواستن کمتر؟ برنامهریزی و تلاش بیشتر یا رهاسازی و رهاکردن بیشتر؟
خیلی از ماها غیر از اینکه اصلا هدفی برای موفقیت خودمون نچیدهایم و جزئیات اون چیزی که میخواهیم رو نمیدونیم، در کنارش هنوز راه رسیدن به خواستههامون رو هم درست تعیین نکردهایم. فیلم راز رو میبینیم و اهمیت رویاپردازی و نگارش هرآنچه میخواهیم و فکر کردن دائم به آرزوها و حس کردن خودمون تو شرایط دلخواهمون رو میبینیم؛ بعد در کنارش تعالیمی رو هم میخونیم و میبینیم که بهمون میگه ثروت و آرامش اصلی و واقعی در کمتر خواستن و تعیین تکلیف نکردن برای خدا و قوانین طبیعیه. توی دلمون دنبال ثروت و قدرت بیشتر هستیم و تو یه گوشه دیگه دلمون از ثروتمند شدن و قدرتمند شدن بخاطر تبعات بعدیش گریزونیم.
من معتقدم هر دوی این راهها میتونه ما رو به آرامش و راحتی برسونه، هرچند به روشهایی کاملا متفاوت. اما ترکیب کردن این دو راه به نظرم معقول نیست. ما باید هدف روشنی داشته باشیم و بعد با یه راه و روش روشن تلاش کنیم بهش برسیم. هرکدوم از ما نیاز داره خودش رو و خصوصیات خودش رو خوب بشناسه. برا موفق شدن این مهمترین و اصلیترین کاره. شناخت هم از نظر دیگرون نسبت به ما در نمیآد. صرف اینکه یکی بهمون میگه تو فلان اخلاق رو داری یا فلان جور هستی، دلیل نمیشه قضاوتش درست باشه. فقط مائیم که خودمون رو درست و حسابی و بیرودربایستی می شناسیم. لذا باید خودمون آستینمون رو بالا بزنیم.
این کار برا زندگیهای ما خیلی خیلی مهمه و نباید اینقدر به تاخیرش انداخت. حداقل یهبار بایست امتحان کرد و دید روش خاص ما برا رشد کردن چیه؟