یه مرد امیدوار
آرشیو وبلاگ
نویسنده: یه مرد امیدوار - پنجشنبه ٤ مهر ۱۳۸٧

فکر نکردن و ذهن رو خالیه خالی نگه داشتن یکی از اون کارائیه که فکر کنم از دست آدمایی مثل ما بر نمی‌آد. ماها دائما در حال سبک سنگین کردن اتفاق‌ها، آدم‌ها، تصمیم‌ها و آینده و گذشته هستیم. به همین خاطر شاید غیر از لحظاتی که خودمون تلاش کنیم و برای چند لحظه کوتاه بخواهیم به چیزی فکر نکنیم و این موتور همیشه روشن رو خاموش کنیم، امکان ساکت کردن ذهن نیست.

اما یه‌ راه حل خوب و شدنی این وسط وجود داره. اینکه مثل یه ناظر بیرون بایستیم و ذهنمون رو نگاه کنیم و بهش اجازه ندیم داستان بسازه. همه مصیبت ما از این داستان سرائیه ذهنه.

ذهن عاشق اینه که اتفاقی رو بگیره، باهاش ور بره، سناریوهای مختلف براش بنویسه، در برابر بعضی از اون سناریوها موضع بگیره، طرف رو محکوم کنه یا ازش تقدیر کنه، ما رو رودرروی اون موضوع قرار بده و بعد باعث بشه ما از خودمون بدمون بیاد یا به آن رفتار خیالیمون افتخار کنیم و ...

اگه تلاش کنیم هر وقت می‌بینیم ذهنمون داره برا خودش داستان‌سازی می‌کنه، اونو به چیز دیگه‌ای منحرف کنیم، اون وقت آروم آروم یه تغییراتی تو فکر و نگاهمون ایجاد می‌شه. آروم آروم یاد می‌گیریم با مسائل آنگونه که واقعا رخ می‌دهند نه آنگونه که ما روزها بهش فکر می‌کردیم که رخ خواهند داد، روبرو بشیم. آروم آروم درجه حرارت 90 درجه‌ای ذهنمون وقتی قاط می‌زنه از کلی فکر طولانی و قاطی پاطی، پایین می‌آد و یه ارامشی درونمون مستولی می‌شه.

به نظر من ارزش امتحان رو داره.

کدهای اضافی کاربر :

MeLoDiC