یه مرد امیدوار
آرشیو وبلاگ
 
نویسنده: یه مرد امیدوار - شنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸٤

ادامه حرف‌های دفعه قبل:

بعضی از نویسنده‌ها پیشنهاد می‌کنن که چند روز بشینیم و سر فرصت 100 تا از آرزوهامون و اهدافمون رو بنویسیم. بعد هم خیلی روی این مفهوم که این کار باید "بدون هرگونه احساس محدودیت یا دغدغه" صورت پذیرد، تکیه می‌کنن. باید حس کنیم که جلوی غول چراغ جادو هستیم و او هم هرچه بخواهیم در یک چشم بر هم زدن برامون آماده می‌کنه.

(نکته انحرافی: آیا خدایی که ما تو دل‌هامون داریم، قدرتش از غول چراغ بیشتر نیست؟!)

 

این حس "بدون محدودیت خواستن" از اون حس‌های جالبه. اغلب با اندکی دلهره همراهه. جالب اینجاست که بیشتر ما ها بجای این‌که این دلهره رو با انتخاب‌های نامحدود خودمون آروم کنیم، می‌آییم و با چند تا اندیشه منفی از این قبیل که " بابا دلت خوشه‌ها!" یا " من یه بار فلان چیزو از خدا خواستم و هیچ‌وقت هم بهش نرسیدم" و ... حسابی این حس هیجان مانند رو درون خودمون می‌کشیم و پخ پخ می‌کنیم! بعدش هم با لبخندی حاکی از پیروزی رئالیسم بر ایده‌آلیسم! راهمون رو می‌کشیم و می‌ریم سراغ همون زندگی که هر روز ازش می نالیم. در صورتی که همه ماها دور و برمون آدم‌هایی رو می‌شناسیم که با تلاش و همت خودشون به جاهای بالایی رسیده‌اند. مطمئنا تمام اونا اهداف بزرگی تو سرشون داشته‌اند و خیلی از شب ها با خیال و تصور واقعیت یافتن آن‌ها به خواب می‌رفته‌اند.

پس خیلی هم این کار غیرممکن نیست. وقتی بیاییم و اهداف و آرزوهامون رو دقیق مشخص کنیم و بعد تصور رسیدن به اونا رو در ذهنمون بسازیم، مطمئنا به نتایجی بسیار بسیار بهتر از آن چیزی که الان بهش دست یافته‌ایم، می‌رسیم. من همیشه فکر می‌کنم خدا از اون بالا وقتی می‌بینه بنده‌هاش با تلاش و همت و درست کرداری به موفقیت می‌رسن، حسابی صفا می‌کنه و یه صد آفرین به خودش می‌ده!

پس بد نیست همه امان شروع کنیم به نوشتن. یه دفترچه شخصی داشته باشیم و توش با ذکر تاریخ، شروع کنیم به نوشتن صد تا آرزو از ته دلمون. اون‌هم مشخص و دقیق. اگه تونستيم برای هرکدومشون يا حداقل چند تای مهمشون يه سری عکس و تصوير قشنگ و الهام بخش هم انتخاب کنيم که چه بهتر. مثلا اگه آرزومون قبول شدن تو دانشگاه تهرانه، يه روز وقت بذاريم بريم چند تا عکس از اون دانشکده‌ای که دوست داريم توش درس بخونيم، بگيريم و هر وقت هم فرصت کرديم يه قدمی تو راهرو‌های اون دانشکده بزنيم. اينجوری وقتی می‌گيم آرزو دارم اينجا قبول بشم، می‌تونيم همه حس‌های خودمون رو هم به کمک بخواهيم . حس بينايي، حافظه، و حتی حس بويايی. يادمون باشه گاهی بايد به کائنات از صميم قلب نشون داد که چيزی رو می‌خواهی. البته شاید ما گاهی یه چیز خاصی رو بخواهیم و خدا یه چیز دیگه‌ای بهمون بده. من معتقدم آدمایی که این جور مواقع زیاد گیر نمی‌دن و مساله رو می‌سپارند به حکمت خدا و روی جنبه مثبت موضوع تکیه می‌کنن، برنده‌اند و آروم تر خواهند بود (عسی ان تکرهو شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا ...)

 

امیدوارم همه‌امان لذت تیک زدن کنار آرزوهای برآورده شدمون تو دفترچه مخصوصمون رو به همین زودی‌ها بچشیم.

 

کدهای اضافی کاربر :


MeLoDiC