یه مرد امیدوار
آرشیو وبلاگ
نویسنده: یه مرد امیدوار - سه‌شنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸٧

BLP0019982

دنیا است دیگر. آدم یک آن غافل می‌شود و می‌افتد توی چاه. توی چاه که افتادی حواست باشد. این‌جا چاه است. مردم ازش آب می‌خورند. خودت را به این دیوار و آن دیوار نکوبی که آب مردم گل می‌شود.
دستت را هم به دلو مردم نگیر. دلو را انداخته‌اند که آب را بکشند بالا. نینداخته‌اند پی تو. او هم که دستش را گرفت به دلو و رفت بالا
،  یوسف بود. خوشگل بود. قشنگ بود. از آب هم خواستنی‌تر بود. تو هم اگر از آب خواستنی‌تری دستت را بگیر به دلو و برو بالا. اگر نه آرام بنشین. آب را گل نکن. سنگ به دلو مردم نینداز. بگذار آبشان را ببرند.

... منتظر باش تا خودش بیاید دنبالت.

 

از دست‌نوشته‌های حاج آقا دولابی

 

 

کدهای اضافی کاربر :


MeLoDiC