
برا موفق شدن، بایست هدف داشت و بهش اندیشید. بجای اینهمه فکرای جور و واجور روزانه باید این فکر رو کرد ملکه ذهن و مثل آدامس دائما تو ذهن باهاش ور رفت.
فقط منتظر بودن، هیچ چیزو درست نمیکنه.
اگه خسته میشیم حق داریم. اگه دلزده شدیم حق داریم. اگه تا یه مدت زمانی حال و حوصله هیچ چیز و هیچ کس رو نداریم، حق داریم. اگه با فکر کردن به زندگیمون و ایدهآلهایی که میخواستیم و نتونستیم بهش برسیم دلمون میگیره حق داریم. اگه هرجا میشینیم میبینیم همه دارن بدتر شدن همه چیز رو به هم گوشزد میکنن، و ما هم اعصابمون خردتر میشه، حق داریم.
اما بدونیم موفق شدن، زحمت میخواد. قرار هم نیست همه اوضاع و احوال و شرایط درست درست بشه تا ما شروع کنیم به طرف موفقیت حرکت کردن.
این موفقیت میتونه با زحمت زیاد بدست بیاد. میتونه هم با آرامش درونی حاصل بشه. میتونه ناشی از یک مکاشفه درونی باشه. میتونه از یه بیحوصلگی و بیانگیزگی شدید نطفهاش بسته بشه. وجوهش خیلی زیاده و بسته به آدمش و خواست اون متغیره. اما اگه فکر میکنیم زندگیمون رو تو روزمرگی میگذرونیم و بعدها حسرت این روزا رو نمیخوریم...اشتباه میکنیم.
همه تغییرات با حرکت شروع میشه.
ضمنا یادمون باشه...گاهی ساده بودن و ساده فکر کردن و ساده اندیشیدن خیلی راهگشا تره.