گام اول: یه قلم با یه کاغذ (دفترچه شخصی باشه بهتره)
گام دوم: تمرکز و نوشتن اولویتهای اساسی زندگیمون (حداقل ۵ تا)
گام سوم: ملزم نمودن خودمون به اولویت دادن به اولویتهامون

میدونین این سه تا گام از سختترین و بیچارهکنندهترین گامهای زندگی هستن؟
خیلی از شلوغ پلوغیهای زندگیهای ماها از همین نشات میگیره که از سر تنبلی یا ترس یا بیهمتی یا هرچیز دیگهای این سهتا گام رو بر نداشتهایم و بجاش یهجورایی داریم در جا لیلی میکنیم؟ اغلب ما در طی روز هزارتا کار میکنیم اما کمتر پیش میآد که از نحوه گذرون روزمون از ته ته دل راضی باشیم. خندهدار نیست اگه اولویت اول زندگیمون فلان چیز باشه، اما جمعه که به کل هفتهمون نگاه کنیم، ببینیم قدمها و اقداماتی که برا اون اولویته انجام دادهایم نزدیک به هیچ بوده؟ مثل اینکه اولویت اول من بهبود وضعیت زبان انگلیسی باشه و در طی روز تمام مطالب رو به فارسی بخونم و شب تمام فیلمها را هم با زیر نویس ببینم و هیچکلاسی هم ثبتنام نکنم و اساماس هامو و ایمیلهامو هم فینگلیش بنویسم. بانمک نیست؟
چرا بانمکه! یهکم هم غصه داره. یهکم هم باید به حال خودمون گریه کنیم! زمان دیگه بر نمیگرده و یقینا الان ذهن و بدن ما نسبت به فردا و فرداها کشش بهتری داره. نباید به هیچ عنوان شروع برای بهتر شدن رو به تعویق انداخت. حتی اگه حس میکنی الان اگه پاشی بری یه چایی برا خودت بریزی و بشینی ٢ تا ٣ دقیقه به اولویتهات فکر کنی یا حداقل اون کاری رو پیدا کنی که اگه امروز انجامش بدی یا تمومش کنی شب موقع برگشتن به خونه از روزت راضی هستی، معطل نکن...پاشو!
پاشو دیگه!